|
عرفان نظرى بينش است و عرفان عملى كنش بر اساس آن بينش؛ عرفان نظرى نگاه به هستى است و عرفان عملى حركت بر اساس آن نگاه. سالك پس از فهم كردن هستى خويش، آن گاه مراتب هستى به طور مطلق و در پايان فهم كردن حقيقت هستى در حد توان، خود را در سير و سلوكى اضطرارى مى بيند؛ زيرا مى يابد كه در آغاز قوس صعود قرار گرفته است و بسا بى اختيار به سوى پايان قوس حركت مى كند و بخواهد يا نخواهد مسير بازگشت را طى مى كند و اگر به درون بينى بپردازد، دست كم طبع و نفس خويش را بلكه روح و قلب و سِرّ وجودى خويش را مى يابد كه مترنّم به «يا ايها الانسان انك كادح الى ربك كدحاً فملاقيه»است.
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 10:7  توسط حسین
|
|