تبليغاتX
نور مبین - خاتمی و اسلام میانه!

زمانی که رجال سیاسی در راستای رسیدن به مقاصد سیاسی خویش از ابزار دین بخواهند استفاده کنند آنهم در زی لباس پیامبر،از آن پس ما باید شاهد بدعت و تفسیر به رایهایی  در دین و مذهبمان باشیم که از جمله این افراد آقای محمد خاتمی می باشد.وی که در دوران 8 سال دوران اصلاحاتش  گاها به طور عملی  نیز در راستای مخالفت با شعائر اسلامی حرکت کرد و فرهنگ اباحه گری غرب را برای  ما به ارمغان آورد ،در جديدترين اظهاراتش، از خود به عنوان مبلغ اسلام آن هم از نوع ميانه اش!در جهان نام برده و صداي خود را تنها صدايي ناميد كه جهان غرب بدون مو ضع آن را مي پذيرد.
 آقاي خاتمي از زمان رياست جمهوريشان اصطلاحات جديدي را  در فرهنگ و جامعه اسلامي كه برخاسته از مكتب اومانيست بوده نظير جامعه مدني، مردم سالاري، تساهل و تسامح و ... را در فضاي ديني كشورمان باب كرده بودند كه مقام معظم رهبري با هوشياري و درايت مثال زدني خويش مانع از ترويج فرهنگ اومانيسم و التقاط در جامعه اسلامي ايران شدند و با مطرح كردن تعبيرهاي برخاسته از متن اسلام مانند جامعه مهدوي، مردم سالاري ديني پاسخ شايسته اي به ادبيات غربي آقاي خاتمي دادند.
آقاي خاتمي  نيز جديدا در راستاي همان اصطلاح سازي ديني، نامي از اسلام ميانه را مطرح نموده و خود را مروج آن ناميدند! و نكته ديگر اين كه آقاي خاتمي خويش را سفير و مبلغ اسلام در جهان ناميده است و اعلام كرده كه جهان غرب صرفا حرف او را مي شنود و نه كسان ديگر را.
در اينجا ضرورت دارد چند نكته اي را به آقاي خاتمي يادآور شويم تا بلكه  از خواب و توهم خويش خارج شود:
1-از آقاي خاتمي بايد پرسيد مگر ما چند نوع اسلام داريم كه ايشان مروج نوع ميانه اش هستند؟
آقاي خاتمي منظور خود را از اسلام ميانه را بيان كنند تا ما بدانيم اين اسلام جديدي كه ايشان آن را مطرح كردند، چيست؟
   شايد منظور ايشان همان جامعه باز مدني كه در هشت سال دوران اصلاحات در آن خطوط قرمز دين به راحتي شكسته مي شد و در آن دم از تساهل و تسامح و التقاط زده مي باشد، باشد؟ شايد منظور ايشان همان اسلامي باشد كه در آن دموكراسي جايگزين تئوكراسي مي شود؟ به هر حال اين سوالي است كه ايشان  بايد پاسخگو باشند.
2-آقاي خاتمي بايد هر چه سريعتر افكار و عقايد خويش را در نزد مراجع عظام و علماي اسلام شناس قم عرضه بدارد تا مشخص شود چند درصد از آنچه كه ايشان به عنوان اسلام در دوران اصلاحات ترويج كرده و اكنون نيز همان شيوه را ادامه مي دهند با اسلام اصيل و ناب سازگاري دارد تا در مجامع بين المللي!اسلام ناب محمدي را ترويج نمايد و نه اسلام ميانه را .
3-آقاي خاتمي بر چه اساس و مبنايي خود را مروج اسلام در جهان ميداند؟چه كسي ايشان را به اين سمت نهاده است؟
هنگامي كه ايشان به راحتي در سفرهاي خارجي با زنان نيمه عريان مصاحبه و مصاحفه مي كند و با اين عمل علنا ضروري ترين دستورات دين را نفي مي كند(البته شايد اينها مولفه و نشانه هاي اسلام ميانه باشد)صلاحيت ندارد خود را سفير و مروج اسلام در جهان بنامد.
4-اين واقعيت امروز بر همگان ثابت گشته كه طالبان گروهي ساخته و پرداخته آمريكا براي تخريب وجه اسلام و مانعي در برابر موج اسلام خواهي به محوريت ايران اسلامي در منطقه بوده،بنابراين ديگر ضرورتي ندارد تا ما بخواهيم در برابر اين گروه آمريكايي،بياييم دم از اسلام ميانه در دنياي امروز بزنيم.اگر به راستي ما دلسوز اسلام هستيم ،بايد اسلامي را تبليغ كنيم كه برخواسته از متن قران و سنت پيامبر و ائمه هدي (عليم السلام)باشد و نه اسلامي كه بر طبق خواسته و ميل و مصلحت سنجي خودمان باشد.
5-اگر آقاي خاتمي مروج اسلام ميانه در جهان هستند،پس دولت و مسولين ما مروج چه نوع اسلامي در جهان امروز هستند؟ظاهرا اين نوع اظهار نظرها نوعي شعار انتخاباتي و همچنين موج جديدي در راستاي تخريب دولت علي رغم حمايتهاي رهبري  مي باشد.ازهمان  روزي كه دكتر احمدي ن‍ژاد به عنوان رئيس جمهور ايران بر خلاف ميل بعضي ها انتخاب شدند ،شروع نمودند به تخريب دولت و شخص آقاي احمدي نژاد مبني بر اينكه رئيس جمهور افراطي و خشونت طلب است ،عقلايي و مدبرانه تصميم نمي گيرد،اهل نخبه گرايي نيست،كشور را به سمت بحران سوق مي دهدو...اكنون نيز اين هجمه ها و تخريبها مجددا عليه دولت مردمي احمدي ن‍ژاد با اينگونه سخنان آغاز گشته است.    

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 14:30  توسط حسین تقی پور  |