چگونه‌ عقل‌ قوت‌ پيدا مي‌كند؟

از ديدگاه‌ حكمت‌ اشراق عقل‌ هنگامي‌ كه‌ متولد مي‌گردد مانند نوزادي‌ است‌ كه‌ اگر هدايت‌ بيروني‌، تزكيه‌و رياضت‌ بيروني‌ نباشد، خدمتگزار قواي‌ سه‌گانه‌ خواهد بود.
نتيجتاً بعد از اينكه‌ عقل‌ انسان‌ به‌ كمال‌ خويش‌ رسيد هدفش‌، لذت‌ رساندن‌ اين‌ سه‌ قوه‌ است‌ چنان‌ كه‌اغلب‌ مردم‌ از اين‌ گروهند.
مجرّب‌ هست‌ كه‌ عقل‌ بين‌ سن‌ 35 تا 45 سالگي‌ به‌ كمال‌ خودش‌ مي‌رسد. و ديگر زمان‌ كنترل‌ كردن‌غرايز سه‌ گانه‌ نيست‌. اما به‌ خاطر افت‌ غرايز سه‌ گانه‌ در اين‌ دوران‌، خودبخود ترك‌ مي‌شوند.
هنگامي‌ كه‌ عقل‌ به‌ كمال‌ خودش‌ رسيد، زمان‌ تولد دل‌ فرامي‌رسد و اين‌ نكته‌ حايز اهميت‌ است‌ كه‌ اغلب‌مردم‌ يا عقلشان‌ متولد نمي‌گردد و يا در خدمت‌ غرايز قرار مي‌گيرد و كساني‌ كه‌ دلشان‌ متولد مي‌گردداند كند.
راهكار حكمت‌ اشراق براي‌ دستيابي‌ به‌ يك‌ دستگاه‌ منسجم‌ نظري‌ و عملي‌ به‌ نام‌ حكمت‌ اشراق رياضت‌است‌ كه‌ بر اساس‌ اين‌ راهكار حكمت‌ اشراق 2 شاخه‌ مي‌گردد:
1. حكمت‌ افلاطوني‌ يا اشراق افلاطوني‌ كه‌ رياضت‌ را برگرفته‌ از حكمت‌ عملي‌ مي‌داند.
2. حكمت‌ اشراق ايراني‌ كه‌ رياضت‌ را برگرفته‌ از مشاهدات‌ و مكاشفات‌ انسانهايي‌ كه‌ در معرض‌ تابش‌انوار الهي‌ قرار گرفته‌اند مي‌داند و در اصطلاح‌ به‌ اين‌ معنا مي‌داند كه‌: هر كس‌ به‌ جذب‌ بوارق موفق‌ شده‌باشد.
اما به‌ گمان‌ بعضي‌ جذب‌ بوارق توأم‌ با تحمّل‌ رياضت‌ است‌ اما اينگونه‌ نمي‌باشد و بايد مقدّماتي‌ را ازقبيل‌: لباس‌ پاكيزه‌ پوشيدن‌، غذا كم‌ خوردن‌، تاريك‌ بودن‌ خانه‌ و معطّر و مفرّح‌ بودن‌ آن‌ فراهم‌ كرد تا لازمة‌ جذب‌ بوارق باشد نه‌ اينكه‌ اين‌ مقدمات‌ كافي‌ و يا علت‌ تام‌ باشد.


غیبت

خداوند متعال دارای اسماء جمال و جلال بی منتهایی است که هزار و یک اسم آن در دعای جوشن کبیر آمده است.

یکی از اسماء الهی اسم شریف غائب است.که آیه کریمه می فرماید:(هو الاول و آخر و الظاهر و الباطن)یعنی کسی که مظهر اسم شریف باطن شود از نظر اهل ظاهر به غیبت فرو می رود و ازدید همگان خارج می شود.

تمامی اسما الهی باید تجلی داشته باشد و امکان ندارد اسم و صفات از اسما الله بدون تجلی و مظهر ،آن هم به طور تفصیلی و جزئی باشد.می دانیم که انسان کامل مظهر تام و اتم تمام اسما الله است ،در واقع می توان گفت که انسان کامل مظهر اسم اعظم الهی است و سایر اسما الله را به طور تساوی و عدالت در وجودش در این عالم به طور اجمال و در قوص صعود به طور تفصیل از جانب خداوند به ودیعه گذاشته شده است.

در هر یک از ائمه معصومین ما در این عالم طبیعت یک اسم از اسما الهی بر حسب محدودیت عالم ماده تجلی بیشتری یافته مثلا یکی رضا شد ،یکی تقی،یکی علی و...که در این بین امام زمان و عصر ما مظهر اتم اسم شریف غیبت واقع گردید آنهم غیبت علی الطلاق در تمامی دوران رتق و فتق.

حال که امام عصر ما مظهر اسم شریف غیبت واقع شد تمامی اسماء غائب عالم تحت ظل و ذیل این اسم کلی و تفصیلی امام زمان قرار گرفه است. اگر ما بتوانیم متصف به این اسم شریف غیبت شویم و ما نیز از ظاهر عالم به باطن آن سفر کنیم ،تحت ذیل و ظل امام زمان قرار خواهیم گرفت و با تمامی غائبان عالم از ازل تا عالم حشر و نشر خواهیم داشت. از این روست که حضرت ما را به سوی خود یعنی (غیبت)فرا می خواند و اگر ما بتوانیم غائب شویم به وسیله امام زمان به ملکوت عالم راه می یابیم و از این امر می توانیم تعبیر به فرج نمائیم .البته با کمی حضور و مراقبت و انجام فرامین شرعی می توانیم جز غائبان عالم همراه باامام زمان شویم که این نوع فرج بسیار نزدیک است و برای همه خواهد بود ازاین رو گه گاهی می شنوییم بعضی بزرگان و علمای خضروی دین می فرمایند ظهور نزدیک است و حتی پیرمردها هم می توانند زمان ظهور را درک کنند.(یعنی فرجی که آنها را به غیبت می برد)

تمامی انسانهای دوران قبل منتظر ظهور بدن عنصری حضرت ختمی نبوت مجمد مصطفی بودند و به لطف خدا در این دوره رتق و فتق به ظهور پیوسته و عصر ما شده عصر محمدی .اکنون مامنتظر ظهور ظاهری  حضرت ختمی ولایت امام زمان هستیم ...