مرد اژدها گیر

روزی تو یه هوای سرد زمستانی و یخبندان یه مرد روستایی می ره تو صحرا تا هیزم جمع کنه و اونو بفروشه. در حال جمع کردن هیزم بود یهو دید یه مار بزرگ کبری از سرما یخ زده و افتاده بود. با خودش گفت اینو می گیرم و می برم تو روستا و از مردم کلی پول می گرم. خلاصه مار بزرگ راگرفت و انداخت پشت اسبش و اونو برد روستا و شروع کرد به جار و جنال که ایها الناس بیایید و ببینید که من افعی گرفتم. ببینید که چقد من شجاعم و به خاطر این کارم جان اهالی روستا را نجات دادم. مردم هم با خودشون می گفتند ما تا حالا ازاین مرد چنین شجاعتی ندیده بودیم. کار عجیبی کردی. القصه به همه اعلام کرد روز بعد بیان وسط روستا تا این اژدها را به همه نشون بده و جایزه بگیره. روز بعد که هوا صاف و افتابی شده بود مرد قصه ی ما افعی را اورد وسط روستا و مردم ده نیز همه جمع شدند. وقتی که افتاب می خورد به مار کبری یواش یواش یخش اب شد و ناگها از قالب یخ بیرون امد و شروع به جست و خیز کرد. مرد مارگیر تا دید افعی به خودش امده و بیار شد اولین نفری بود که فرار کرد.

همه ما در درونمون یک اژدها و افعی داریم. تا موقعی که در مجالس دعا و زیارات و اماکن متبرکه و این جور جاها هستیم که حسابی حال داریم و اشک و ناله می کنیم فکر می کنیم دیگه ادم خوبی شدیم و گناه نمی کنیم و حسابی خالصا مخلصا شدیم و جای ما در اعلی علیین پیش خود خداست. هیهات اما خبر نداریم که اژدهای درون ما نمرده بلکه تو این جور مجالس یخ زده. بزار یه وقت افتاب گناه بیاد و به وقتش بشه و تو یه موقعیت گناه قرار بگیریم هی اونوقت می بینیم ما شا الله این افعی درون چجور یخش باز شده و جست و خیز می کنه و ادمو به گناه می ندازه.

هنر این است که ما بتونیم به وقتش اژدهای نفسو بکشیم نه اینکه اونو یخ قرارش بدیم چون ممکنه بعد از یه عمر عبادت بلاخره اژدها سر باز کنه و تمام عبادت ما را ببلعه. برنامه خلقت بر این است خداوند متعال یه کاری می کنه که افراد در معرض گناه قرار بگیرند تا اون افعی درونشون خودشو نشون بده. بعد طرف می فهمه که اوه چه خبرهاست.به قول ضرب المثل ما ایرانیها بزار کشکش به افتاب بره ، معلوم می شه

احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا امنا و هم لا یفتنون

خدایا  خودت عاقبت بخیرمون کن

زیارت اربعین

به‌طور كلي در سلوك نفس به دلايل متعددي اربعين نقش ويژه‌اي دارد. اربعين، نه به معناي چهلم شهادت امام حسين عليه‌الصلات‌والسلام و ياران‌شان؛ عدد چهل، چهل روز، چهل هفته، چهل سال و ذكرهايي كه عدد چهل داشته باشد، اثر ويژه‌اي دارد. يا به اين دليل كه مراتب نفس انساني در تركيب‌هاي خاص به عدد چهل برمي‌گردد. يا به خاطر اين‌كه عوالم هستي سي و چهار است و به‌اضافه حد وسط آن يعني عالم انسان كبير و به‌علاوه‌ي پنج اسم يا ظهورات پنج اسم از اسماي الهي كه عدد چهل مي‌شود، يا به‌خاطر اين كه كمال و بلوغ نفس انسان در چهل سالگي هست، يا ممكن است جهت ديگري داشته باشد. بنابراين عدد چهل عدد ويژه‌اي است كه آثار فراطبيعي و متافيزيكي فراواني بر نفس انسان دارد. حال اين عدد چهل اگر عددي باشد كه علاوه بر اين‌كه ذكر باشد، علاوه بر اين‌كه عبادت باشد، علاوه بر همه‌ي جهاتي كه هست، مستند به انسان كامل باشد، يعني چلّه‌ي محبت به انسان كامل؛ چله ابتلاء اولياء كامل؛ چله بلاي حسن؛ چله استقرار شفاعت عام؛ چله ظهور رضايت به قضاي الهي يا توسل چلّه به انسان كامل يا تعابير مشابه اين باشد، اثري كه بر نفس انسان دارد، اثر ويژه است.

ادامه نوشته

یک شبی مجنون نمازش راشکست

بی وضودرکوچه لیلا نشست

عشق آن شب مست مستش کرده بود

فارغ ازجام الستش کرده بود

گفت یارب ازچه خارم کرده ای

برصلیب عشق دارم کرده ای

مرد این بازیچه دیگر نیستم

این تو لیلای تو من نیستم

گفت دیوانه لیلایت منم

دررگت پیداوپنهانت منم

سالها با جور لیلا ساختی

من کنارت بودم و نشناختی