فوائد سکوت
سکوت آنچه در سر انسان است را نمایان می کند و تجلی می دهد.
سکوت آنچه در سر انسان است را نمایان می کند و تجلی می دهد.
معارف الهي، رمز و رازهايي دارد كه بيان آنها براي ديگران منع شده است. اين رازها مربوط به توحيد، ولايت، انسان و معاد است. به تعبير ديگر، معارف الهي داراي سطوح مختلف است؛ همانگونه كه انسان داراي سطوح مختلفي است، سطوحي كه با سطوح مختلف و طبقات متعدد انسانها مطابقت دارد. چنانكه خواهيم گفت، برخي از اين معارف، ويژهي وجود مبارك حضرت ختمي مرتبت و خاندان پاك اوست و هيچ كس حتي انبياء و اولياء نيز استعداد دستيابي به آن را ندارند، چنانكه آن حضرت فرمودند: مرا با خدا وقتي است كه هيچ كس را در آن سهمي نيست، نه ملائك مقرب در آن شريكند و نه انبياء مرسل.
همانگونه كه هستي مراتب متعدد و مختلف دارد، انسان نيز از چنين مراتبي
برخوردار است. اگر هستي داراي احديت، واحديت، اعيان ثابته، ارواح مطهره،
نفوس قدسيه و طبيعت است، انسان نيز داراي طبع، نفس، قلب، روح، سر، خفي و
اخفي است. هر يك از مراتب ياد شدهي انسان، كمالات و مقتضيات مناسب خود را
دارد، بهگونهاي كه اگر به آن دست نيابد، به كمال شايستهي خود نرسيده است
و چون مهمترين يا تنها كمال ويژهي انسان، معرفت است، بنابر اين،
معرفتهاي ويژهي آدمي نيز داراي مراتب متعدد است و نيز از آنجايي كه
بعثت پيامبران و فرود آمدن معارف وحياني بر آنها براي رساندن انسان به
كمال شايسته و ويژهي اوست، پس معارف الهي، خواه وحي باشد يا حديث، مراتبي
به تعداد مراتب وجود انسان دارد و هر يك از آنها، مرتبهي مربوط به خود را
تكميل و انسان را شايستهي وصول به آن ميسازد.
انسانها با توجه به
اينكه كدام يك از استعدادهاي خود را به فعليت رساندهاند و كدام مرتبه از
معارف الهي را به دست آوردهاند، دسته بندي ميشوند. برخي بهخاطر غلبهي
جنبههاي طبيعي آنها بر ساير مراتبشان، اهل طبيعت هستند و برخي بهخاطر
ظهور تمامتر مرتبهي نفسانيشان، اهل نفساند و همين گونه هر كس به فراخور
جنبهي غالب و مرتبهي ظاهرش، با كمالات معيني تناسب بيشتر دارد و به
همين جهت توانايي دستيابي به مرتبهاي از معارف الهي را دارد كه با
مرتبهي وجوديش تناسب بيشتري دارد.
اگرچه مراتب هستي يا معارف الهي يا
انسان به هفت مرتبه شهرت يافته و بسا مدلل گشته باشد ولي اين عدد به معني
انحصار نيست، بلكه نشان از كثرت است، يا نشان از محدوديت واژگان بشري و
آنچه قابل گنجايش در آن است، هست.
هر يك از اين مراتب هفتگانه، داراي
مراتب بسياري است كه از توصيف و شناسايي تفصيلي انسان عرفي يا عوام و
خواص، بيرون است. مراتب معارف الهي نيز همين گونه است. اين مراتب اگرچه به
چهار يا هفت يا بيشتر از آن تقسيم شده است ولي منحصر در آنها نيست. به
همين جهت است كه در عين حال كه در برخي از روايات، مراتب كتاب خدا به چهار
مرتبه نامبردار شده است، در روايات ديگر، به بطون بسيار به دريايي ژرف و
بيكران تشبيه شده است و هر يك از اين مراتب، چنين ويژگي را دارد؛ به عنوان
نمونه:
امام صادق صلواتاللهعليه فرمودند: «ان كتاب الله علي اربعة
اشياء، علي العبارة و الاشارة و اللطائف و الحقايق. فالعبارة للعوام و
الاشارة للخواص و اللطائف للاولياء و الحقايق للانبياء».
از مقالات حكيم متاله استاد حسيني شاهرودي
احرام چه بنديم چو آن قبله نه اينجاست
در سعي چه كوشيم چو از كعبه صفا رفت
در امر عظیم و خطیر جوانان عزیز اجتماع به عرض رسانده ایم که اول عزیزان در تمام شئون تصمیم بگیرند زحمت بکشند که طهارتشان را حفظ کنند . در این بخش یک جوانمردی می خواهد. علاوه بر اینکه جوان هستید جوانمرد باشید. تجاوز به حدود الهی را به حریم مقدس انسانی را از خودتان دور کنید این یک جهادی است که مرد باشید و جوانمرد باشید در این جهاد مردانه وار شرکت کنید. اگر موفق نشدید در جهاد اصغر با دشمنان ظاهری با شمشیر ، با خون ، با اسارت ، با سختی های سنگر ها در آنجا شرکت کنید، لطف کنند جوانان ما به خودشان احترام بگذارند برای خودشان مقام قائل شوند ، حیثیت انسانی شان را برای جهاد با نفس و حفظ طهارت این میدان شرکت کنید.همه کارها را فکر نکنید به ذکر و یک التماس دعا گفتن به دیگری حل کنید ، خودتان مرد باشید سختی ها را تحمل کنید و با توکل به ذات اقدس الهی در این جهاد مقدس شرکت کنید ، بگذارید مجاهد فی سبیل الله بشوید و اجر و ثواب جهاد حقیقی را به دست بیاورید.
هرکاری در عالم مشکلاتی دارد، جهاد با نفس هم مشکلاتی دارد،تصمیم بگیرید آماده خور نباشید ، راحت طلب نباشید و همه کارها را فکر نکنید به ذکر و یک التماس دعا گفتن به دیگری حل کنید ، خودتان مرد باشید سختی ها را تحمل کنید و با توکل به ذات اقدس الهی در این جهاد مقدس شرکت کنید ، بگذارید مجاهد فی سبیل الله بشوید و اجر و ثواب جهاد حقیقی را به دست بیاورید.
دیده ام هیچ نگذشت به غیر از عاطل و باطل چه کنم
آیتالله سید عبدالکریم رضوی کشمیری در تاریخ 1343 هجری قمری در خانوادهای از تبار سادات و روحانی در نجف اشرف چشم به جهان گشود. از طرف پدر به جد بزرگوارش اسوه علم و عرفان آیتالله سید حسن کشمیری و از طرف مادر به فقیه متبحر، سید محمد کاظم یزدی صاحب کتاب «عروة الوثقی» منتسب بود.
پدرش حجتالاسلام سید محمدعلی کشمیری بود که در کربلا به دنیا آمد و پس از مراحل تحصیل، داماد آیتالله سید محمد کاظم یزدی شد و به زهد و تعبد و روحانیت، معروف و مشهور شد. همچنین مادر آیتالله کشمیری زنی پاکدامن، مؤمنه و فرزند آیتالله سید محمد کاظم یزدی بود که از نظر شهرت مرجعیت و فقاهت در نزد علما زبانزد بود.
این استاد فرزانه از اوائل طفولیت به دستور والد گرامی خویش به علوم دینی روی آورد و چون از حافظه و استعدادی قوی برخوردار بود ترقی و پیشرفت سریعی داشت تا آن جا که روزی یازده درس از فقه و اصول و فلسفه و ادبیات و ... تدریس میکرد.
به دنبال اولیاء خدا
آیتالله کشمیری از طفولیت با جذبهای که در وجودش بود، به سوی حق و اولیاء الهی کشیده میشد از این رو با اینکه نوجوان بود ملاقات با بزرگان نصیبشان میشد و آنها را دوست میداشت و میگفت: «من از اول دنبال پیرمردها بودم و رفیق جوان کم داشتم ... و هر کدام را میدیدم که بویی از طریق اهلبیت علیهمالسلام برده باشد دستورالعملی از آنها میگرفتم.»

* بهترین موقعیت عرفانی آیتالله کشمیری
بعدها که آوازه شهرت او در حوزه پیچید و توانست پلههای پیشرفت روحی و معنوی را در کنار تحصیل و تدریس بپیماید، او که مدت 10 سال تنها به فاصله یک دیوار با استاد عرفانش آخوند کاشی فاصله داشت، از موقعیت پیشآمده بهترین بهرهبرداری کرد و توانست در این مدت به ارتقای پرورش روح و بندگی متواضعانه خداوند بپردازد.هر چند که غیر از آخوند کاشی پای درس عرفان شیخ مرتضی طالقانی و سید علی قاضی حاضر شد و 5 سال در خدمت علامه قاضی گذراند، وی درباره استادش چنین بیان میکرد: «انسان ملکوتی و الهی است، فانی فی الله بود، شخص بزرگی بود»، درباره دستوری که استادش سید قاضی به او داده بود، از گفتن 40 بار ذکر ابتدایی «یا حی یا قیوم» تا 400 بار ذکر یونسیه «لا اله الا أنت سبحانک إنّی کُنت من الظالمین» سخن میگفت.
*علت موفقیت آیتالله قاضی از منظر شاگردش
هر چند که آیتالله کشمیری در برخی موارد با احتیاط صحبت میکرد، اما بیشتر دوست داشت که درباره استادش مرحوم آیتالله قاضی مطالبی را بیان کند، علت موفقیت استادش را سجدههای بسیار، زیاد روزه گرفتن، عدم ترک ذکر یونسیه و توکل زیاد بر خدا میدانست و آیتالله بهجت را بهترین شاگرد آیتالله سیدعلی قاضی بیان میکرد.
با اینکه در عرفان گامهای استواری را پیموده بود، اما هیچگاه برای ارشاد و هدایت مردم کم نمیگذاشت و همیشه مردم مشتاق را به گرفتن روزه زیاد، کم خوابی، مواظبت بر نماز شب و انجام ذکر یونسیه توصیه میکرد و میگفت: «عبادت کنید؛ بندگی، همین ذکر یونسیه را شما بگویید، برای شما سیر برزخی میشود؛ خدا شاهد است؛ مداومت کنید، «و ادمتم ذکره». متواضع بشوید، «من تواضع لله رفعه الله»».
اما با این وجود بر لزوم حضور یک استاد اخلاق برای طی مدارج عرفانی همیشه تأکید داشت و میگفت: «بی استاد نمیشود، تمام امور استاد میخواهد»، چرا که بهترین دلیل و استشهاد استاد آیه «الحمدلله رب العالمین» بود.