آیت الله کشمیری
آیتالله سید عبدالکریم رضوی کشمیری در تاریخ 1343 هجری قمری در خانوادهای از تبار سادات و روحانی در نجف اشرف چشم به جهان گشود. از طرف پدر به جد بزرگوارش اسوه علم و عرفان آیتالله سید حسن کشمیری و از طرف مادر به فقیه متبحر، سید محمد کاظم یزدی صاحب کتاب «عروة الوثقی» منتسب بود.
پدرش حجتالاسلام سید محمدعلی کشمیری بود که در کربلا به دنیا آمد و پس از مراحل تحصیل، داماد آیتالله سید محمد کاظم یزدی شد و به زهد و تعبد و روحانیت، معروف و مشهور شد. همچنین مادر آیتالله کشمیری زنی پاکدامن، مؤمنه و فرزند آیتالله سید محمد کاظم یزدی بود که از نظر شهرت مرجعیت و فقاهت در نزد علما زبانزد بود.
این استاد فرزانه از اوائل طفولیت به دستور والد گرامی خویش به علوم دینی روی آورد و چون از حافظه و استعدادی قوی برخوردار بود ترقی و پیشرفت سریعی داشت تا آن جا که روزی یازده درس از فقه و اصول و فلسفه و ادبیات و ... تدریس میکرد.
به دنبال اولیاء خدا
آیتالله کشمیری از طفولیت با جذبهای که در وجودش بود، به سوی حق و اولیاء الهی کشیده میشد از این رو با اینکه نوجوان بود ملاقات با بزرگان نصیبشان میشد و آنها را دوست میداشت و میگفت: «من از اول دنبال پیرمردها بودم و رفیق جوان کم داشتم ... و هر کدام را میدیدم که بویی از طریق اهلبیت علیهمالسلام برده باشد دستورالعملی از آنها میگرفتم.»

* بهترین موقعیت عرفانی آیتالله کشمیری
بعدها که آوازه شهرت او در حوزه پیچید و توانست پلههای پیشرفت روحی و معنوی را در کنار تحصیل و تدریس بپیماید، او که مدت 10 سال تنها به فاصله یک دیوار با استاد عرفانش آخوند کاشی فاصله داشت، از موقعیت پیشآمده بهترین بهرهبرداری کرد و توانست در این مدت به ارتقای پرورش روح و بندگی متواضعانه خداوند بپردازد.هر چند که غیر از آخوند کاشی پای درس عرفان شیخ مرتضی طالقانی و سید علی قاضی حاضر شد و 5 سال در خدمت علامه قاضی گذراند، وی درباره استادش چنین بیان میکرد: «انسان ملکوتی و الهی است، فانی فی الله بود، شخص بزرگی بود»، درباره دستوری که استادش سید قاضی به او داده بود، از گفتن 40 بار ذکر ابتدایی «یا حی یا قیوم» تا 400 بار ذکر یونسیه «لا اله الا أنت سبحانک إنّی کُنت من الظالمین» سخن میگفت.
*علت موفقیت آیتالله قاضی از منظر شاگردش
هر چند که آیتالله کشمیری در برخی موارد با احتیاط صحبت میکرد، اما بیشتر دوست داشت که درباره استادش مرحوم آیتالله قاضی مطالبی را بیان کند، علت موفقیت استادش را سجدههای بسیار، زیاد روزه گرفتن، عدم ترک ذکر یونسیه و توکل زیاد بر خدا میدانست و آیتالله بهجت را بهترین شاگرد آیتالله سیدعلی قاضی بیان میکرد.
با اینکه در عرفان گامهای استواری را پیموده بود، اما هیچگاه برای ارشاد و هدایت مردم کم نمیگذاشت و همیشه مردم مشتاق را به گرفتن روزه زیاد، کم خوابی، مواظبت بر نماز شب و انجام ذکر یونسیه توصیه میکرد و میگفت: «عبادت کنید؛ بندگی، همین ذکر یونسیه را شما بگویید، برای شما سیر برزخی میشود؛ خدا شاهد است؛ مداومت کنید، «و ادمتم ذکره». متواضع بشوید، «من تواضع لله رفعه الله»».
اما با این وجود بر لزوم حضور یک استاد اخلاق برای طی مدارج عرفانی همیشه تأکید داشت و میگفت: «بی استاد نمیشود، تمام امور استاد میخواهد»، چرا که بهترین دلیل و استشهاد استاد آیه «الحمدلله رب العالمین» بود.
انسان بزرگترین جدول بحر وجود،جامعترین دفتر غیب و شهود و کاملترین مظهر واجب الوجود است و اگر سرتاپای وجود او را بشکافند غیر از حضرت دوست کسی یافت نمی شود و چه زیبا حبیبش دعا فرمود:اللهم ارنی الاشیاء کما هی.