ما در جهانی زندگی می کنیم که بعد از توحید مهم ترین مساله برای انسان،همین موضوع انسان است.اینکه انسان کیست ؟چیست ؟از کجا آمده است ؟چرا خلق شده است؟ و...سوالی است که در طول تاریخ دائما ذهن بشریت را به خود معطوف داشته و هر کس بر اساس فهم و درک خویش از حقیقت بدان پاسخ داده است که در اینجا ما برای پاسخ به این سوالات اساسی به حدیث معروف «کنز مخفی »اشاره میکنیم و سپس تفسیر انرا به نقل از سایت طهور ذکر می کنیم.
«كنت كنزاً مخفياً فاحببت أن أعرف فخلقت الخلق لكي أعرف»
گنج نهان از نگاه عرفان
«كنت»
ضمير متكلم در كنت (ت)، اشاره به اولين تعين ذات حق تعالي دارد كه عبارت است از ظهور ذات براي ذات و حضور و شهود ذات براي ذات. توجه داريم كه اين اولين، اولين زماني نيست كه بتوان پيش از آن زماني را يافت كه اين حضور و شهود ذات، براي ذات موجود نباشد.
«كنز خفي»
همانگونه كه در عبارت پس از كنت قرار گرفته است، در هستي نيز چنين است و متأخر از ادراك ذات است. پس حضور و شهود ذات براي ذات، گنج پنهاني كه مقام احديت است و كمالات ذاتي و صفاتي و اسمايي او در آن مقام از يكديگر متمايز نيست، بلكه تمايز آنها در مقام واحديت است. چنانكه گفته شد.
«فاحببت أن أعرف»
پس از تجلي علمي ذات براي ذات، تجلي حبي قرار گرفته است كه ناشي از ادراك ذات است. عرفا از اين تجلي حبي به حب به ذات و حب معروفيت اسماء صفات تعبير كردهاند.
اين تجلي كه دومين تجلي ذات حق تعالي است، نتيجه و از لوازم تجلي علمي وي يعني تجلي اول است.
«فخلقت الخلق لكي أعرف»
تجلي حبي كه همان حب به ذات است، (چنانكه تجلي علمي، همان علم به ذات بود) سبب ظهور اسماء و صفات بهطور تفضيلي در مقام واحديت ميشود و در نتيجه ذات حق تعالي، خود را در ملابس اسماء و صفات و صور آنها يعني اعيان ثابته مشاهده ميكند.
پس نخست حضور ذات براي ذات كه تجلي علمي است، آنگاه حب به معروفيت ذات يا مشاهده ذات در كثرت اسمايي و صفاتي و بالاخره مشاهده ذات در كثرات اسماء و صفات.
«كنت كنزاً مخفياً»
اشاره به ذات عاري از ملابس دارد. فاحببت ان اعرف، اشاره به ذات در مقام تجلي در احديت دارد. فخلقت الخلق لكي اعرف، اشاره به ظهور و تجلي حق در مظاهر و اعيان خلق دارد. «كنت» اشاره به اول تعين ذات دارد. اين تعين تجلي ذات براي ذات است كه مقام علم ذات به ذات و سبب تعين ذات به كمالات ذاتي است.« كنز مخفي» كه مقام احديت ذات و صفات است و كمالات اسمايي و افعالي از يكديگر تمايز ندارند، بلكه متحد بالذاتند و از انحاي تكثّر اعم از علمي و نسبي مبرّا ميباشند، اين مقام مرتبه مفاتيح غيب است.»
انسان بزرگترین جدول بحر وجود،جامعترین دفتر غیب و شهود و کاملترین مظهر واجب الوجود است و اگر سرتاپای وجود او را بشکافند غیر از حضرت دوست کسی یافت نمی شود و چه زیبا حبیبش دعا فرمود:اللهم ارنی الاشیاء کما هی.