و به همين سبب است که برخي از اهل معرفت گفته‌اند:

با که گويم اندرين ره زنده کو          بهر آب زندگي جوينده کو

آن‌چه من گفتم به قدر فهم توست       مُردم اندر حسرت فهم درست

و برخي ديگر گفته‌اند:

من گنگ خواب ديده و عالم تمام کر            من عاجزم زگفتن و خلق از شنيدنش

گويي لالي، رؤياي خود را براي نابينايان و ناشنوايان گفته باشد. حقيقت بهشت نه در قالب واژگان زباني مي‌گنجد و نه در قالب مفاهيم ذهني و نه در قالب مشاهدات عرفاني. حقيقتي ديگر است و کاملاً متفاوت از ان چه کسي ديده يا شنيده يا تصور کرده است به همين سبب است که بايد گفت جنت تنها پوشيده از درخت نيست بلکه پوشيده از انواع نامتناهي ميوه هم هست، پوشيده از انواع بي‌شمار آّب هم هست، پوشيده از انواع بي‌اندازه عسل هم هست، پوشيده از انواع بي‌حدّ شير هم هست، پوشيده از انواع بي‌نهايت حور هم هست، پوشيده از انواع بي‌اندازه قصور هم هست و در يک کلمه پوشيده از رحمت ذاتي، نعمت صفاتي، منت اسمائي و رضايت افعالي نيز هست بلکه بهشت پوشيده و پر از خداست و از حضور خدا در هم تنيده شده است. نه به وصف آيد نه به لفظ و نه به تصور. نه تنها خدا برتر و متعالي از تصورات ماست بلکه افعال خداي نيز همين‌گونه است.

سکونت در بهشت به چه معناست؟

سکونت در بهشت نيز به وصف نيايد. نه چون بودن در باغ و خوردن از ميوه‌هاي آن است؛ نه چون بودن در راغي و هم‌سخني با محبوبي و نه چون هيچ چيز ديگر که در قالب واژه و مفهوم درآيد. بودن در بهشت نيز «کاملاً ديگر» است و تا نيابي نداني، پس زبان در کام و قلم در بند، اولي است.

غرس درختان بهشت

از سويي بهشت يا پاداش عقايد و اخلاق و اعمال مومنان است، يا نتيجه و يا عين عقايد و اخلاق و اعمال آن‌هاست. از ديگر سو، بر اساس توحيد افعالي، فعل خداي متعال استخداي متعال داراي دو نوع اسم و صفت است: اسم و صفت جمال و رحمت و اسم و صفت جلال و نقمت

بهشت و نعمت‌هاي آن، کاشته  دست رحمت خدا و اسم و صف جمال اوست. بهشت حقيقت رحمت است؛ رحمت مجسم، رحمت تمثل يافته، رحمت خالص و صرف و مطلق و مرسل، يعني خدايي است که به صورت رحمت عيان و آشکار شده است

ويژگي درختاني که رحمن آن‌ها را کاشته است

از آن‌جا که درختان بهشت، کاشته دست رحمان است و در نتيجه فعل بي‌واسطه خداي متعال يا رحمت خداي متعال است و از آن‌جا که ميان فعا و فاعل سنخيت وجود دارد، همه صفات خداي متعال در نعمت‌هاي بهشت عيان و نهان است. کسي که خرماي بهشتي مي‌خورد در ظاهر خرما مي‌خود ولي در باطن همه نعمت‌هاي خداي متعال را به‌گونه تفصيلي نه اجمالي مي‌خورد. شايد بتوان صريح‌تر گفته: آن‌که خرما مي‌خورد، به‌ظاهر خرما مي‌خورد ولي در باطن علم و قدرت و حيات و حکمت و رحمت و.. مي‌خورد و تمام خوردني‌هايش عين ذاتش مي‌گردد. خداوند فهم معارق ويژه خود را با منت خويش روزيمان سازد .

فَلْيَتَوَلَّ عَلِيّاً وَ لْيُوَالِ وَلِيَّهُ وَ لْيَقْتَدِ بِالْأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدِهِ

اين فراز از حديش شريف ارائه راهي است که انسان را به وعده‌هاي يادشده برساند.: کسي که مي‌خواهد چون پيامبران زندگي کند، چون شهدا از دنيا برود و در بهشتي که درختانش را خداي رحمان کاشته است زندگي کند، ولايت حضرت علي‌بن‌ابي‌طالب و دوستان او را دريابد و بدو و امامان پس از او اقتدا کند