همان گونه كه استعدادهاى افراد با هم متفاوت است، فهم و علم و دانش آن ها با هم فرق دارد، امكانات، شرايط و موقعيت هاى آن ها برابر نيست، وظايف و آداب آنان نيز متفاوت است و انتظاراتى كه از آنان مى رود همسان نيست.
از انسان آگاه انتظارى مى رود كه از نادان چنين انتظارى نمى رود. ممكن است خلقى يا رفتارى براى كسى روا باشد، ولى براى ديگرى ناروا. كسى را بهر ترك واجب كيفر كنند، نه بهر ترك مستحب و كسى را بهر ترك مستحب مجازات كنند، نه بهر ترك اولى، چون تفاوت هاى انسان ها كه در تكاليف آنان تأثيرگذار است، بسيار است.
ابونصر سراج گويد: الناس فى حفظ الآداب على ثلاث طبقات. الطبقه الاولى، اهل الدنيا و أدبهم فى البلاغه و الفصاحه وحفظ العلوم و اسمار الملوك و اشعار العرب و الثانية، اهل الدين و أدبهم فى رياضه النفوس و تأديب الجوارح و حفظ الحدود و ترك الشهوات و الثالثة، اهل الخصوصيه و أدبهم فى طهاره القلوب و مراعاه الاسرار و الوفاء بالعهود و حفظ الاوقات و قله الالتفات بالخواطر و استواء السر و العلانيه و حسن الادب فى مواقف الطلب و اوقات الحضور و مقامات القرب.
مردم در رعايت ادب بر سه دسته اند: دسته اول دنياداران هستند كه ادب آن ها در رسايى و شيوايى سخن، به ذهن سپردن داده ها و افسانه هاى پادشاهان و اشعار سرايندگان است. دسته دوم، دين داران هستند كه ادب آن ها تهذيب نفس، تأديب اندام ها، انجام واجبات و ترك خواهش هاى نفسانى است. دسته سوم، خواص هستند كه ادب آن ها، پاكى دل، راز دارى، وفاى به عهد و پيمان، نگهداشت وقت و زمان، كم توجهى به خطورات ذهنى، يكسانى آشكار و پنهان و ادب نگه داشتن در جاى طلب، گاه حضور و جايگاه قرب.
ناگفته نماند كه آداب مورد توجه اهل سلوك و رياضت برگرفته از فكر و خيال يا تجربه نيست كه هيچ كدام از آن ها در اين حوزه يقين آور و اطمينان بخش نيست. آنان به اعتقاد خود، حضرت ختمى مرتبت … را اسوه و الگوى خويش قرار داده اند و هرچه مى پذيرند و انجام مى دهند، بايد ريشه در گفتار و رفتار آن حضرت داشته باشد.
به نظر آنان، منشأ جمع آداب، اخلاق و احوال نبوى و اقوال و افعال مصطفوى است. بدين خاطر كه مؤدِب او حضرت عزت است. چنان كه فرمود: «أدّبنى ربى فأحسن تأديبي». «ثمّ أمرنى بمكارم الاخلاق فقال: «خذ العفو و أمُر بالعرف و أعرض عن الجاهلين».