عرفان روز
یکی از دوستای عزیز و گرامیم همیشه به بنده حقیر انتقاد می کنه که چرا از مسائل روز چیزی نمی نمی نویسی؟و صرفا به مباحث دینی می پردازی .این رفیقم به درستی معتقد است که عرفان یه فرد مسلمان باید عرفان به روز باشه.
من گفته این دوست عزیز را کاملا قبول دارم و اعتقادم بر این است که باید به مباحث سیاسی روز هم پرداخت.مخصوصا امروز اونایی که خودشونو در جبهه امام و رهبری و ولایت می دونن ، اما در عمل و رفتار و کردار بر خلاف مبانی و اصول حرکت می کنند.وظیفه ایجاب می کنه چهره اینان را بر ملا کرد.
به نظر من امروز شناخت افرادی که از ولایت پیروی می کنن و سعی در انجام فرامین اسلامی را دارند،مشکل نیست.
امروز دیگر جنگ جمل نیست تا فرد برود پیش مولا و بگوید یا علی حق کدام طرف هست؟آن طرف عایشه ام المومنین و طلحه سیف الاسلام و زبیر هست و این طرف توی علی.حق کدام و با کدام جناح و گروه سیاسی هست؟که حضرت فرمودند حق را ملاک و میزان بگیر و افراد را با آن بسنج.
به نظر من فضای سیاسی کشور و افرادش برای مردم کاملا مشخص و آشکار است؟مردم به نیکی سخن امام را به خاطر دارند که فرمودند(ملاک وضعیت فعلی انسان است)
شیوه و منش مردمی دکتر احمدی نژاد کاملا مشخص و واضح است.مردی از جنس مردم.
مردی که پای سفره بی نوایان و فقرا می نشید و تا دور ترین نقطه کشور سفر می کند تا دولتمردان وی از نزدیک با مشکلات مردم آشنا شوند و برای رفع ان تلاش کنند.
در سیاست خارجه هم تو دهن آمریکای جهان خوار زده و با عزت و سربلندی انرژی هسته ای برباد رفته در دوره قبل را برای ما به ارمغان آورد بدون اینکه کمترین باجی به کسی نداده باشد.
احمدی نژادی که به شیطان بزرگ باج نداد اون وقت به یه عده سیاسون داخلی می خواد باج بده؟؟!بعید می دونم
همیشه تو حرفاش از رسالت جهانی ایران صحبت می کنه و می گه وظیفه ما محدود به مرزهای جغرافیایی کشور نیست بلکه ماموریت ما به اندازه تمام کره زمین است این حرف کجا با اون دیدگاهی که می گفت اگه تو دامن لیبرالیسم و امریکا نریم و نوکر اونا نباشیم نمی توانیم کشور را اداره کنیم.
دوست عزیز الحمد لله فضا کاملا شفاف و و اضح است.و وظیفه مردم هم کاملا مشخصه.
حالا یه اتقاد من هم به بعضی از دوستای وبلاگ نویس خودم دارم.
می گویند دین از سیاست جدا نیست.که حرفی کاملا بر خاسته از اصول مسلم دین ما است.اما برخی از رفقای حزب اللهی که خیلی دو اتیشه هم هستند چنان از سیاست می نویسند و می گویند که گویی صرفا سیاست تمام دین است و دین امور و مسائل دیگه ای نداره که باید بدان ژرداخته بشه در نتیجه در وبلاگهایشان نه قرآنی و نه روایتی و نه تفسیر قرانی و نه سخن بزرگانی و نه بحث علمی ای .
دوست عزیز این یه نقص بسیار بزرگ برای ما است.حال که ما اینقدر از سیاست می نویسم (به تعبیر خودم که سیاست زده شدیم)و انرا جزء وظیفه شرعی و اعمال عبادی خویش محسوب می کنیم که حق هم هست؛براستی این موضوع چقدر ما را در مسیر انسان شدن و سیر تکامل روحی و لذت عبادت و مناجات کمک کرده.
امام عزیز ما ۴۰ سال درس دینی محکم و جون دار خوند و کتلهای علمی را طی کرد و با یه پشتوانه عظیم علمی وارد سیاست شد که نتیجه اش این شد عالم را کن فیکن کرد.این میشود دین سیاسی.
انسان تا خود را نساخته و معرفت کسب نکرده اگر وارد مباحث سیاسی اجتماعی بشه خراب می کنه.
دوست خوبم؛منی که هنوز دینم را نشناختم چطور می توانم به تجزیه و تحلیل وقایع بپردازم و بخوام آنرا یک امری دینی یا غیر دینی قلمداد کنم.احساس می کنم این همه بلوشو و دعواها و نزاعهای سیاسی برا اینه که دین رو نشناختیم و عالم دینی نشدیم.معتقدم کسی باید در عرصه سیاست وارد بشه که عالم دینی باشه.بنده یقینا و زما فرسنگها با این موضوع فاصله دارم فلذا از سیاست چیزی نمی نویسم
به نظر من ره باید چنان رفت که بزرگای ما رفتند.البته یه نکته هم هست و اون اینکه جانهای افراد با هم فرق می کنه و هر کس باید دارو خودشو بخوره نمی شه نسخه کلی پیچید.
دوست عزیز (من خودمو می گم)حالا که زیر نظر یک انسان الهی راه رفته در دست تربیت نیستیم تا زندگی ما حساب و کتاب داشته باشه(باز هم به تعبیر خودم ،ولیم)بی خیال هر کار کردیم زیاد بر ما خورده نیست.
در پست بعدی می خام در باره نقش استاد کمی حرف بزنم. ان شا الله.
وای چقدر حرف زدم
انسان بزرگترین جدول بحر وجود،جامعترین دفتر غیب و شهود و کاملترین مظهر واجب الوجود است و اگر سرتاپای وجود او را بشکافند غیر از حضرت دوست کسی یافت نمی شود و چه زیبا حبیبش دعا فرمود:اللهم ارنی الاشیاء کما هی.