آداب مريد نسبت به شيخ
این مجموعه مباحثی که خدمتتان تقدیم می دارم از کتاب کوی نیک نامان از جمله آثار با ارزشمند استاد شریف استادم حجت الاسلام دکتر حسینی شاهرودی می باشد .
وجود انبياء و اولياء و شاگردان آن ها براى همين است كه انسان را از گرايش به زمين و متعلقات آن باز دارند، به خوبى ها امر كنند و از بدى ها نهى نمايند. در صورت عدم حضور نبى و ولى، اين لطف به دست عالمان ربانى انجام مى پذيرد كه در وادى سلوك، بدان ها شيخ گويند. به خاطر اهميت كار شيخ و نقش منحصر به فرد او در تربيت و هدايت سالك، بايد آدابى را كه زمينه حداكثر برخوردارى از لطف و توجه او را فراهم سازد، مراعات نمود كه مهم ترين آن ها بدين قرار است.
1ـ اعتقاد به تفرّد شيخ
اعتقاد به تفرّد شيخ به تربيت و ارشاد و تأديب و تهذيب مريدان.
مريد بايد شيخ و مرشد خود را در امر تربيت و ارشاد خود از همه برتر و يگانه داند، زيرا اگر ديگرى را در مقابل او و برابر با او داند يا كامل تر از او داند، رابطه محبت و الفت ضعيف شود و سست گردد و بدين خاطر، اقوال و احوال شيخ در وى تأثير لازم را نداشته باشد، زيرا مهم ترين سبب تأثير و نفوذ اقوال و احوال شيخ در مريد، محبت به شيخ است.
هرچه محبت كامل تر باشد، استعداد مريد در پذيرش تربيت شيخ بيشتر مى شود و تأثير شيخ بر وى زيادتر گردد. تا محبت نباشد، متابعت نيست. از اين روست كه متابعت نشان محبت دانسته شده است، چنان كه حق تعالى فرمود: «قل إن كنتم تحبّون الله فاتبعوني».
بدون محبت، تبعيت ممكن نيست، مگر براى رسيدن به سودى يا پرهيز از زيانى باشد كه محبت به رسيدن به همان سود و پرهيز از زيان، عامل انجام كارى يا تبعيت از كسى است.
سر و رمز سخن اين است كه تا نفس آدمى با چيزى شباهت و همانندى نداشته باشد، بدان مايل نشود، زيرا غيريت، سبب دورى و نفرت است، همان گونه كه شباهت، سبب نزديكى و محبت است. نفس انسان به حكم حب ذاتى به خود، هرچه را مانند خويش بيند يا سبب و وسيله تكميل ذات و حب به ذات داند، مى طلبد و چون طلبيد، بدان نزديك شود و پيروى و اسباب دست يابى بدان را فراهم سازد.
پس تا محبت نباشد، پيروى نشايد؛ از اين رو محبت شيخ در اطاعت از گفته هاى او و همانندى به احوال و صفات او، عامل بى همتايى است، بدين خاطر «بايد كه او را نگرانى نباشد به شيخى ديگر تا اثر ولايت شيخ به اندرون او تواند رسيد و به يقين داند كه شيخ او يگانه و متفرّد است كه محبت و ارادت است كه واسطه تألّف شيخ است».
البته لازم به يادآورى نيست كه يگانه دانستن شيخ به معنى معصوم دانستن او نيست، بلكه از آن جا كه هيچ سخنى بى محبت مؤثر نباشد، شرط تأثير، محبت است و شرط محبت، كمال محبوب. اگر محب، محبوب را كامل نداند، بدو نگرود و از او تأثير نپذيرد و اين به عصمت شيخ ارتباطى ندارد. به همين خاطر است كه گفته اند: نبايد كه مريد اعتقاد دارد كه پيران معصوم باشند، بلكه واجب است كه ايشان را باز احوال ايشان گذارد و بديشان ظن نيكو برد.
این بحث ادامه دارد...
انسان بزرگترین جدول بحر وجود،جامعترین دفتر غیب و شهود و کاملترین مظهر واجب الوجود است و اگر سرتاپای وجود او را بشکافند غیر از حضرت دوست کسی یافت نمی شود و چه زیبا حبیبش دعا فرمود:اللهم ارنی الاشیاء کما هی.