مکالمه تلفنی با خدا قسمت -1

یکی این شماره تلفن خدا رو نداره.کار خیلی فوری دارم.بد جوری گیر اوفتادم.
قبلنها داشتم ،الان خیلی وقت تماس نگرفتم ،فراموشش کردم.
بیرون که نتونستم پیداش کنم بزار یه سری به خونه دل بزنم شاید اونجا شماره خدا باشه.
آها پیداش کردم ،بزار زنگ بزنم2 5 2 8 6 .
الو الو الو الو.
ان طردتنی من بابک ما برحت من بابک
اه این چرا وصل نمیشه.
الو الو.با با تورو هر کی دوست داری بردار ،خدا جون آبروم داره میره.تو رو خدا بردار.
لبیک بنده من ،چیه چی میخوای.
سلام خدا جون حالت خوبه .منو که شناختی
نه متاسفانه به جا نیاوردم.صدات اصلا آشنا نیست،غریبه ای؟
نه خدا جون .منو یادت نمی یاد قبلنها که جونتر بودم گه گاهی بهت زنگ میزدم و نصفه شبها با هم صحبت می کردیم.یادت نیامد منم
من اعرض عن ذکری فان له معیشتا ضنکا.
تازه داره یادم میاد.ها بازم گرفتار شدی اومدی در خونه من ،با من که کار نداری ،می خواهی مشکلت را حل کنم.باشه ،ایرادی نداره،درست که تو حتی یک زنگ هم به ما نمی زنی ولی من همیشه به یادتم.
ای خدا غلط کردم قول می دم این دفعه دیگه اخرین باری باشه که ازت قهر می کنم،دیگه گناه نمی کنم ،فقط دردم را دوا کن.
آره خیلی از این قولها دادی ،ایندفعه هم مثل قبلیها هست مگه نه؟
نه بخدا قول می دم
الو الو الو الو.بابا بازم که سیم قطع شد عجب بدبختی ای گیر کردیم.
واسمع دعایی اذا دعوتک واسمع ندای اذا نادیتک
دیدی تو مرد عمل نیستی ،همین که با من داری صحبت می کنی دلت رو کجا فرستادی؟چرا جلوی چشاتو نمی گیری و هر جا میری .در حضور من خجالت نمی کشی این کارها را انجام میدی.
ای خدا شرمنده ام
یا رب ان لنا فیک رجا عظیما و عملا طویلا کثیرا
آفرین این شیرین زبا نیها را از کی یاد گرفتی.
خدا جون اینو آقامون امام سجاد یادمون داده که اینطوری با تو حرف بزنیم
خوب بگو ببینم دیگه جی بلدی.
ان اخذتنی بجرمی اخذتک به عفوک،وان اخذتنی بذنوبی اخذتک بمعرفتک .
نه بابا معلوم شد که یه چیزای هم حالیته.خیلی هم پرت نیستی.
خوب بگو ببینم چی در خونه من آوردی تا در عوضش حاجتت رو بدم.
نپرس از من چه داری بنده من به زیر افتد سر شرمنده من
و ما قدر اعمالنا فی جنب نعمتک.
تو که این حرفا را میدونی پس چرا جلوی من خدا گنا می کنی ایا منو کوچیک فرض کردی؟
نه به خدا من غلط کنم همچین فکری بکنم : ولکن غلبت هوای.لا لانک اهون الناظرین و اخف المطلعین بل لانک خیر الساترین غفار الذنوب علام الغیوب تستر الذنب بعفوک.
باشه حالا که اینقدر با معرفتی حاجتت می دم ولی بنده من نیمه شبها بیا در خونه من ،دلم برات تنگ میشه
انی احبک.بنده من دوست دارم تو هرچی هم ازم فرار کنی باز من دنبالت میام.
آخه این سختی را بهت دادم تا با من مناجات کنی وگرنه که نمی آمدی.
الا طال شوق الابرار الی لقائه و انی لاشد شوقا الیهم.
این مکالمه ادامه دارد...
انسان بزرگترین جدول بحر وجود،جامعترین دفتر غیب و شهود و کاملترین مظهر واجب الوجود است و اگر سرتاپای وجود او را بشکافند غیر از حضرت دوست کسی یافت نمی شود و چه زیبا حبیبش دعا فرمود:اللهم ارنی الاشیاء کما هی.