به مناسبت میلاد فرخنده ایام شعبانیه مناسب دیدم که در این قسمت  سوالی را که از زیارت عاشورا که از استاد بزرگوارم جناب آقای دکتر شاهرودی پرسیدم و ایشان نیز این حقیر را مورد توجه خویش قرار داده و پاسخی بس دقیقی که  مطرح کردند را در در معرض دید عزیزانی که دنبال معارف خاندان اهل البیت هستند قرار دهم.

 سوال :.در ابتدای زیارت عاشورا بعد از سلام ابتدایی می خوانیم(السلام علیک و علی الارواح التی حلت بفنائک علیکم منی جمیعا سلام الله ابدا ما بقیت و ...)و در انتهای زیارت نیز تعبیری شبیه همین تعبیر را می خوانیم ولی بجای ضمیر جمع مخاطب،ضمیر مفرد مخاطب آمده(السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الرواح التی حلت به فنائک علیک منی سلام الله ابداما بقیت و...) .سوال این است چرا در ابتدای زیارت به صورت جمعی (علیکم)سلام میدهیم ولی در اواخر زیارت به صورت فردی(علیک )سلام می دهیم.با تشکر

جواب :

با نام خدا

سير انسان در همه عوالم هستي به دوگونه انجام مي‌پذيرد:

1- سير از وحدت به کثرت

2- سير از کثرت به وحدت.

سير نخست، سير نزولي است و اغلب به پيدايش موجودات و انسان ارتباط دارد اگر چه مصاديقي غير از آن‌هم دارد. به‌طور کلي آفرينش، سير از وحدت به کثرت است و بازگشت انسان‌ها به مبدأ و اصل خود سير از کثرت به وحدت است. چنان‌که گفته شد اغلب سير نخست اضطراري و تنها بر اساس قوانين تکوين انجام مي‌شود ولي سير دوم اين‌گونه نيست بلکه با اختيار و بر اساس قوانين تشريع انجام مي‌پذيرد . در واقع، قوانين و رويکردهاي ديني به سير دوم کمک شاياني مي‌نمايد. هدف از بعثت انبياء و ظهور اولياء کمک به انسان در سير دوم است. به‌گونه‌اي که اگر انبياء و اولياء نبودند، سير دوم اولاً از اختياري بودن به اضطراري نسبي بودن متحول مي‌شد و ثانياً آن (سير دوم) هم که به جهان طبيعت ارتباط دارد، در جايگاه خود تحقق نمي‌يافت بلکه در عالم برزخ و قيامت رخ مي‌داد که در اين صورت اختياري نبود.

سير دوم چنان‌که گفته شد حرکت از کثرت به وحدت است. آغاز هر عبادتي که به همين سير ارتباط داشته باشد نشان از کثرت دارد و پايان آن نشان از کثرت. در زيارت يادشده نيز زاير در آغاز هم ولي خدا را زيارت مي‌کند و مورد توجه زباني و قلبي قرار مي‌دهد و هم دوستان او را و در پايان تنها ولي خدا را زيارت مي‌کند و تنها او را مورد توجه زباني و قلبي خود قرار مي‌دهد؛ و اگر زاير اهل زيارت باطني هم باشد، در آغاز زيارت هم ولي خدا را مشاهده مي‌کند و هم دوستان و مواليان و فدائيان او را و در پايان تنها ولي خدا را مشاهده مي‌کند و زبان و قلب و روحش متوجه ولي خداست. بر اين اساس، در آغاز زيارت عاشورا زاير هم به امام حسين صلوات‌الله‌عليه سلام مي‌دهد و هم به دوستان آن حضرت که جانشان را فداي او نمودند و ضمير جمع (عليکم) به‌کار مي‌برد و در پايان تنها به آن حضرت سلام مي‌دهد و ضمير مفرد (عليک) به‌کار مي‌برد. معني اين سخن اين است که زاير حقيقي در اين زيارت سير از کثرت به وحدت خود را به انجام رسانده است. چنان‌که اشاره شد، سير از وحدت به کثرت، اغلب به آفرينش ارتباط دارد نه هميشه. سير از وحدت به کثرت نمونه ديگري هم دارد که سير پس از معراج است و هر که به معراج نايل شود، به وحدت رسيده است و اگر پس از معراج بخواهد به سوي خلق بازگردد، باز هم سير از وحدت به کثرت دارد. انبياء و اولياء عليهم السلام اين‌گونه هستند که در سفر سوم از وحدت به کثرت مي‌آيند اينک اگر عبادتي وجود داشته باشد که مقدمه معراج نباشد بلکه خودش معراج باشد، در پايان چنين عبادتي، کلمات به‌کار رفته نشان از کثرت دارند چون از مقام وحدت يا معراج خود به سوي کثرت خلقي بازگشته است. اغلب عبادات، مقدمه معراج و حرکت از کثرت به وحدت هستند و انسان بايد با اين عبادت‌ها به وحدت برسد. برخي از عبادات برعکس است يعني خودشان معراج و وحدت هستند، بنابراين پايان آن‌ها خارج شدن از معراج يا بازگشت از معراج به جهان طبيعت و کثرت خلقي است. مانند نماز که به تصريح حديث شريف «الصلاة معراج المؤمن» خودِ معراج است نه مقدمه معراج، بنابراين، پايان نماز، پايان معراج است و بازگشت به عالم خلق و جهان کثرت، از اينرو، با سلام جمعي به پايان مي‌رسد. (السلام عليکم...). اختلاف نظر عرفا در اين‌که آيا سلام نماز آغاز معراج است يا پايان آن ,به همين جهت اشاره دارد. آنان که نماز را آغاز معراج مي‌دانند، سلام پايان آن را به فرشتگان قدسي عالم ملکوت و جبروت ( بر حسب اين که عروج کننده کيست) مي‌دانند و آنان که خود نماز را معراج مي‌دانند و سلام پايان نماز را پايان معراج مي‌دانند، اين سلام را بر خلقي که منتظر بازگشت آن‌ها از معراج بودند (يعني دوستان و مواليانشان)، مي‌دانند. نظر دقيق‌تر همان نظر اول است، يعني نماز خود معراج مؤمن است نه مقدمه معراج او. تنها اشاره کنم که اگر نماز مؤمن معراج باشد، نماز انبياء و اولياء و مواليان خالص آن‌ها چه خواهد بود؟