عوام زندگی چهره دین
متاسفانه یه درد و مریضی مزمنی که ما ایرانیها داریم اینه که تا به هر موضوعی می رسیم شروع می کنیم به کارشناسی و انتقاد کردن در اون موضوع، گویی اینکه ما در طول عمرمان کاری به غیر از پرداختن به این موضوع ،کار دیکه ای نداشتیم،آخه از بحث که نظریات کارشناسانه!می دیم.
به اقتصاد که می رسیم چنان درباره طرحهای اقتصادی ،کنترل بازار ،واردات و صادرات،بانکداری وتورم و... اظهار نظر می کنیم که انگار وزیر اقتصاد و دارایی هستیم.به سیاست هم می رسه همین طوریم،آقای احمدی نژاد نباید درباره هلو کاست حرف می زند،درباره پرونده هسته ای باید تعلیق غنی سازی را بپذیریم،در بحث عراق نباید با آمریکا گفتگو می کردیم ،با آمریکای لاتین بیشتر باید ارتباط داشته باشیم به حزب الله لبنان نباید کمک کنیم و... خلاصه کلی برای خودمون وزیر امور داخله و خارجه می شیم.به ورزش هم که می رسیم که دیگه نگو ماشاء الله آخرکارشناس ورزشی هستیم .آخه این مربی بود که برای تیم ملی انتخاب کردید،سیستم 2-5-3 به در د تیم ملی نمی خوره،اه چرا علی کریمی را تعویض کرد...تو بوکس و بدمینتونو دو میدانی و باسکتبال با ویلچرو ...هم کارشناسیم.به جامعه که می رسیم یه پا یرای خودمان جامعه شناسیم ،همین طور در روانشاسی،پزشکی ،آشپزی،ساختمان سازی،بنایی و نجاری، چه می دونم به مرده شور هم که می رسیم برایش کارشناسی می کنیم ،می گیم اخه مرد حساب مرده رو اینجوری میشورن من خودم دکتری مرده شوری از دانشگاه سوربن فرانسه گرفتم ،خلاصه کلی برای مرده شور از آخرین فناوریهای مرده شوری حرف می زنیم.نکته جالب اینجاست که ما همیشه دیگران را نقد می کنیم و هیچ گاه خودمان را نمی بینیم.
یکی از اموری که بدون استثنا همه ما ایرانیان درباره آن کارشناس صرف و محض هستیم ،این دین بد بخت و بیچاره است.از بچه 5 ساله گرفته تا بقال سر کوچه تا مهندس آب و فاضلاب و امپول زن و شهردارو فرماندار و دانشجو و اقتصاددان و سوپری محل و...همه و همه کارشناس مسائل دینی هستند و مثل آب خوردن به تجزیه و تحلیل و عمل به دین می پردازند.
حالا حرف کسی هم که یه عمر تو حوزه و دانشگاه درس دین و خدا وپیغمبر خونده را قبول نمی کنه و دربرابرش کلی اظهار نظر می کنه انگار نه انگار که یارو ریشش را در حوزه سپید کرده.خوب نتیجه اش هم این می شه که ما در سطح اجتماع یک دین التقاطی و عجیب غریبی داشته باشیم که به هر چیز شبیه است بجز دین.بعد همینها میان کارشناسی میکنند که چرا جوانهای ما از دین فرار می کنند.خوب بابا جان تویی که 4 تا استاد دین شناس ندیدی ،توی عمرت 2 تا کتاب دینی نخوندی وقتی که حرفای صد تا یک غازتو به عنوان خدا و پیغمبر برای طرف مطرح می کنی ،معلومه که یارو از هر چی دینه بدش می آد .تازه اعمالش به عنوان یه دیندار که بدین وسیله تبلیغ عملی دین می کنه که دیگه نگو و نپرس که این قسمت برای خودش یه دنیای است.متاسفانه اینگونه افراد پایشان به اینترنت و ماهواره و کارهای تبلیغاتی باز شده و در قالب وب سایت و وبلاگ یافته ها و بافته های خودشونو به اسم دین ترویج می کنند و اسم استاد! را هم روی خودشان می زارن.اخیرا مقاله! یکی از این اساتید! و کارشناس دینی! را می خوندم که پیش خودش ربط و یابس را به هم بافته بود که امام رضا بخاطر مبارزه با عرفان وارداتی از فلسفه شرق و غرب که مباحثی همچون وحدت وجود،عشق الهی و...در آن پرداخته شده ، یکه تنها به مبارزه بر خاست و به همین دلیل لقب غریب الغربا را گرفت!(در حالیکه این مباحث از معارف ناب و خالص تشیع است که از لسان پاک معصومین برای افراد خاص و ویژه صادر و ترویج شده )یا به مطلبی دیده بودم که یارو کلی به شیخ نخودکی گیر داده بود که این طوری به افراد دستور اخلاقی نمی دن ،با این دستورات نمیشه آدم درست کرد و چه و چه .انگار یارو خودش استاد اخلاق و انسان شناس و انسان ساز است .خلاصه خدا آخر و عاقبت همه ما رو به خیر کنه.
انسان بزرگترین جدول بحر وجود،جامعترین دفتر غیب و شهود و کاملترین مظهر واجب الوجود است و اگر سرتاپای وجود او را بشکافند غیر از حضرت دوست کسی یافت نمی شود و چه زیبا حبیبش دعا فرمود:اللهم ارنی الاشیاء کما هی.