ماه رمضان و سفره افطار و سحر
ولی امان از غفلت. در لحظات نورانی و با برکت سحر و افطار اکثر ما مشغول خوردن هستیم(کاری که دائما با آن مانوسیم)در سحرهای این ماه بجای ضجه و زاری و انابه و توبه در پیشگاه خداوند جل جلاله ،دائما در مسیر آشپز خانه و دستشویی در حال عبور و مرور هستیم.سحر که برای عبادت است(فتهجد من اللیل عسی ربک ان یبعثک مقاما محمودا )ما آدمها آنرا می خوریم .چه طور!اگر در کلام محاوریمان کمی دقت کنیم می بینیم که دائما می گوییم:سحری خوردیم می خوریم و...آخه سحر که برای خوردن نیست.ولی چه کنیم که ما انسانهای ضعیف و اسیر دام شیطان همتمان بیش از شکممان نیست.از کوزه بیرون تراود هرچه که در او است.
چند روز پیش جایی بودم که گوشیم زنگ زد ( صدای زنگ موبایلم (ربنا)استاد شجریان است)همین که صدای ربنا از گوشی بلند شد یه بنده خدایی که اونجا بود گفت الان با این صدای ربنا یاد «فرنی» پای سفره افطاری افتادم.موقع اذان مغرب که لحظه استجابت دعا و بخشش گناهان است چنان در سر سفره مشغول غذا خوردن هستیم که انگار در این عالم نیستم و در ان لحظه به غیر از خوردن نمی خواهیم به امور دیگری بیندیشیم.بعد از افطار هم که تازه سریالهای ویژه تلوزیون به مناسبت این ایام پخش می شه و بعدش هم دور هم نشینی و گعدهگیری و...بیچاره خدا.اصلا انگار کسی به یادش نیست.چرا بیچاره خدا!بیچاره خودمان که لحظه به لحظه به عذاب خدا بخاطر غفلتهایمان داریم نزدیکتر میشیم ولی گویی اینکه هیچ وقت قصد بیدار شدن از خواب خرگوشی خود را نداریم.
خدایا اولیایت در طول سال به مراقبت می نشینند تا بتوانند از ماه مبارکت به بهترین وجه استفاده گنند و شب قدر را درک نمایند ولی ما ها کجا هستیم و در چه اندیشه هایی سیر میکنیم.
بار اله ها به لطف و کرم و جود و رحمت خودت بر ما ببخشای.آمین یا رب العالمین.
انسان بزرگترین جدول بحر وجود،جامعترین دفتر غیب و شهود و کاملترین مظهر واجب الوجود است و اگر سرتاپای وجود او را بشکافند غیر از حضرت دوست کسی یافت نمی شود و چه زیبا حبیبش دعا فرمود:اللهم ارنی الاشیاء کما هی.