ماه رمضون هم با همه خوبیهایش یواش یواش داره از پیش ما می ره .حالا باید یه سال دیگه صبر کنیم تا سحرهای ماه رمضون با اون حال و هوایش دوباره ابوحمزه بخوانیم و ضجه و ناله بزنیم و الهی العفو العفو بگیم.دوباره بک سال دیگه باید صبر کنیم تا دم افطار صدای زیبای ربنا را بشنویم.چه می شود کرد .تا زمانی که در این ماه عزیز هستیم قدرش را نمی دانیم اما همینکه از بین ما رخت بر بست دلمون براش تنگ میشه.

خدا حافظ ای شهر الله اکبر،خدا حافظ ای ماه صیام و قیام ،خدا حافظ ای شبهای قدر ،چقدر زود از پیش ما داری می ری ،آخه تازه داشتیم با تو انس می گرفتیم، تازه داشتیم با تو رفیق می شدیم ،آیا دوباره تو را می بینیم،آیا دوباره تو را در آغوش خواهیم گرفت.

ای کاش هیچ وقت ماه رمضون نبود و یا همیشه ماه رمضون بود ،چون در این دو صورت وداع و خداحافظیی با این ماه عزیز نداشتیم.جدایی و دوری خیلی سخته.ولی حالا که داره عید می آد ای کاش ما هم واقعا به سوی خدا رجوع کرده باشیم.چون عید از عود یعنی بازگشتن می آید.یک ماه روزه گفتیم و عبادت کردیم حالا دیگه در روز عید باید رنگ و بوی خدایی گرفته باشیم،اما همینکه ماه رمضون رفت و غل و زنجیر از پای شیاطین باز شد دو باره همان آش و همان کاسه...