گنجینه گوهر روان
*آنکه خود را نشناخت چگونه دیگری را می شناسد؟!
*آنکه از صحیفه نفس خود آگاهی ندارد،از کدام کتاب و رساله طرفی می بندد؟!
*آنکه گوهر ذات خود را تباه کرده است ،چه بهره ای از زندگی برده است؟!
*آنکه خود را فراموش کرده است،از یاد چه چیزی خرسند است؟!
*آنکه می پندارد کاری برتر از خودشناسی و خداشناسی است،چیست؟!
*آنکه در صقع ذات خود با تمثلات ملکی همدم وهم سخن نباشد،باید با چه اشباح و خیالت همدم باشد؟!
*آنکه بر هر آرمان است،ارزش او همان است.
*آنکه از مرگ می ترسد از خود می ترسد.
*آنکه در خود فرو نرفته است و در بحار ملکوت سیر نکرده است و از دیارجبروت سر درنیاورده است،دیگر سباحت و سیاحت را چه وزنی نهاده است؟!
*آنکه خود را ابدی یافت،فکر ابد می کند.
*آنکه چند روزی کشیک نفس خود بکشد و صادرات و واردات آنرا مواظب باشد،بدرد خود میرسد و چاره درمانش می کند.
*آنکه با یاد خدا همدم نیست،آدم نیست.
*آنکه را درد نیست،مرد نیست.
انسان بزرگترین جدول بحر وجود،جامعترین دفتر غیب و شهود و کاملترین مظهر واجب الوجود است و اگر سرتاپای وجود او را بشکافند غیر از حضرت دوست کسی یافت نمی شود و چه زیبا حبیبش دعا فرمود:اللهم ارنی الاشیاء کما هی.