شه به ویرانه گذر نمی کند
تمام زندگی من در این امید گذشت تا امیر خوبان نظری سوی گدا کند
عمری گذشت چشم در انتظاریار ماند ولی شاهوشی از نشستن با گدایان عار داشت
السلام علیک یا بقیت الله ،یا ابا صالح المهدی
چشمان منتظر هر صبح و شب بر کرانه افق منتظر قدم توست تا منت نهی و گوشه چشمی بر گدایان نظر نمایی...
اما افسوس از یک سلام ،از یک جواب سلام.از یک نگاه مهربانه.
ای دل عمری به کسی امید بستی وخوش بودی به یادش و با اسمش سالیان سال زندگی کردی ،ولی گویا در بین خوبها،در بین اولیا جایی برای بی سروپا ها و ولگردها و روسیاهها نیست.
ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست عرض خود می بری و زحمت ما می داری
ولی مولای من
هر باری که به در خونه ات آمدم هیچ گاه به خودم نگاه نکردم ،بلکه همیشه چشم امیدم به کرم و بزرگواری شما بود.سجیتکم الکرم و عادتکم الاحسان.این کرمک یا کریم!
مولا جان شاید بگی گناهانت تو را از من دور کرده تقصیر خودته.تا زمانی که در آلودگیها هستی هیچ وقت نمی توانی با پاکان بشینی.
سیدی ،حتما می گی نفست حجابت شده که باعث شد که در غیبت محض به سر ببری وگرنه ما که همش ظاهریم و آشکار.
لاف کم زن که نبیند رخ خورشید جهان چشم خفاش که از دیدن نوری کور است.
آقا جان یه گدا که میره پیش یه سلطان،برای سلطان بده که بپرسه که تو کی هستی حالا که اومدی گدایی چی اوردی تا در عوض چیزی بهت بدم.نه این راه و رسم انسانهای بزرگ نیست.
اجداد بزرگوارتان 3 شبانه روز چیزی نخوردند و دم افطار غذایشان را به مستمندان دادند.ان فقرا می دانستند که اگر در این خونه بروند دست خالی برنمی گردند و کاملا هم درست فکر کردند و ناامید برنگشتند.
یا یا صاحب الزمان ،جد بزرگوارتان کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام که معروف بود به کریم بودن.هر کس که می خواست بره مسافرت می آمد پیش امام مجتبی و آقا بهش مرکب و وسائل سفر می داد آنقدر می بخشید تا طرف بی نیاز شود.
کمیل هم خدمت امیر المومنین می رسید و انجناب از روی کرمش از علمش کمیل را سیراب می کرد و او را به سوی کمال هدایت می کرد.
آره اقا ما از شما اینطوری شنیده بودیم.آیا اشتباه شنیدیم!آیا یه عمری در اشتباه بودیم!ما هکذا الظن بک .حاشا بکرمک.
آقا جان واقعا دلت برای ما نمی سوزه که این قدر در جهل و غفلت و بی خبری و لجن گناه زندگی می کنیم؟ارباب ما هر چی بد باشیم سینه زن و گریه کن جدتات امام حسن و مادر بزرگوارتان هستیم.
تا کی باید در جهل بمانیم،کمی از علمتان را از روی کرم به ما ببخشید از سفره کرمتان که کم نمی آید.اگه یه نگاه کنید و ما را از لجنزار گناه نجات بدید،منت بزرگی بر ما می گذارید.
در آخر می خوام برای ظهورت دعا کنم ولی هر چه فکر می کنم می بینم شما که غائب نیستدی تا برای ظهورتان دعا کنم،انیکه غائب است و باید برایش دعا بشه منم و اونی که برای ظهورم از غیبت باید دعا کند تا مستجاب شود شما هستید ای کعبه امالم ای یوسف زهرا ،ای آخرین نگار فاطمه.
انسان بزرگترین جدول بحر وجود،جامعترین دفتر غیب و شهود و کاملترین مظهر واجب الوجود است و اگر سرتاپای وجود او را بشکافند غیر از حضرت دوست کسی یافت نمی شود و چه زیبا حبیبش دعا فرمود:اللهم ارنی الاشیاء کما هی.