1- الّذین رضوا بالقلیل

آنان که به کم راضی می‌شوند. رضایت با تسلیم متفاوت است. آنان چنین‌اند که اگر آنچه از خدا به آنان عطا شود کم باشد، بدین خاطر آن را طالبند که از طرف خداست و اگر بسیار باشد نیز بدین خاطر طالبند که از طرف خداست. آنان طالب آن‌چيزي هستند که از سوی خدا می‌رسد، در اين صورت به کمیّت و کیفیت و زمان و مکان و دیگر ویژگیهایش نمی‌نگرند بلکه به استناد و اتصالش به خدا مي‌نگرند.

 در روایتی نقل شده که خداوند زردآلویی برای یکی از پيامبرانش فرستاد. بلافاصله پس از رسیدن زردآلو به او وحی نمود که ای نبی من، وقتی به زردآلو می‌نگری به کوچکی و کمی آن نگاه نکن به کسی بنگر که آن را برای تو فرستاده است. این را به خاطر بیاور که آن گاه که روزی تقسیم می‌کردم تو در نظر من بودی. آن گاه که بندگانم

2- و صبروا علی الجوع

فقرا کسانی هستند که گرسنگی را تحمّل می‌کنند. نه این که وقتی گرسنه هستند فعّالیت و کار و تلاش نمی‌کنند؛ بلکه اگر نتوانستند از راه طبیعی و درست گرسنگی خویش را برطرف سازند عصبانی و ناراحت نیستند و تحمّل می‌کنند.

3- و شکروا علی الرخاء

 فقرا بر خوشی و راحتی، پیوسته شکر گویند. نه فقط به هنگام خوردن بلکه پیوسته شکر و حمد خدا می‌کنند و در امتداد آن به ذکر قلبی می‌رسند و هر لقمه‌ای که بر می‌دارند و می‌خورند ده‌ها بار یاد خدا را بر دل جاری می‌کنند و پیوسته شکر می‌گویند. نعمت‌های الهی پیوسته نازل می‌شود پس شکر نیز باید مدام باشد.

4- و لم‌يشکوا علي جوعهم و لا علي ظمأهم

فقرا کسانی هستند که هیچگاه از گرسنگی و تشنگي خود شکایت نمی‌کنند. زیرا سختی، نعمت ویژه الهی است که در قالب سختی آمده تا کسی آن را نبیند و طمع نکند. همچو مروارید درخشان که پنهان است. پس آن را بر منار بیان کردن خلاف عقل است. حتی نمی‌گویند که امروز بر ما چه سخت گذشت. اینان نه به زبانشان شکایت می‌کنند و نه در خیالشان. در رفتارشان نیز به گونه‌ای عمل نمی‌کنند که شکایت خویش را اظهارکرده باشند. زیرا اهل رضا هستند. فقیر از خود چیزی ندارد تا برای آن حساب و کتابی باز کرده باشد و طلبکار باشد، بنابراین، رفتاری که نشان دهندۀ شکوه و شکایت باشد نیز ندارد.

5- و لم یکذبوا بالسنتهم

یک معنای عرفی آن این است که فقرا کسانی هستند که با زبانشان دروغ نمی‌گویند. این معنا با سبک روایت سازگاری ندارد زیرا اینان اهل رضا هستند و نیز این مطلب را خداوند در شب معراج به حبیبش(صلي‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) بیان فرموده است. معنای دوم این است که اینها اهل دروغ نیستند یعنی رضایت و تسلیمی را که در درونشان ندارند، نزد دیگران بر زبان نمی‌آورد. همان گونه اظهار می‌کنند که در درونشان هست.

معنای لطیف‌تر و بهتر، چنین است. اینان اهل رضایتند و دورنشان مالامال از محبّت الهی است؛ آرامش دارند و درونشان نسبت به هیچ سختی و گرفتاری، ناراضی و ناراحت نیست. نسبت به همه چیز راضی‌اند و همه را می‌طلبند ولی به گونه‌ای سخن نمی‌گویند که خلق خدا به خطا بیفتند.

6- و لم یغضبوا علی ربهّم

فقرا نسبت به خدا خشم و غضب ندارند و ناراحت نیستند، بنابراین به خدا شکوه نمی‌کنند. شکوه از غیر به خدا و شکوه ازخدا به غیر، هر دو نا مطلوب است و دومی نا مطلوب‌تر. امّا شکوه از خدا به خدا منعی ندارد و همان توحید است. البته اگر با توجّه و از روی محّبت و دوستی باشد، در درون خود آن را نیک و پسندیده و خیر بداند و شکر بیشتر آن را از خداوند بخواهد؛ آداب دعا را رعایت کند و ابتدا خوبیها و خوشیها را بگوید و بیان کند که «و کم من ثناء جمیل لست اهلاً له نشرته» من موجود فقیر و روسیاهی بودم که از خود چیزی نداشتم تا دیگران ستایشم کنند و تو نعمتهایی را که به من ارزانی داشتی که شایستگی آن را نداشتم، سپس نعمتهای الهی را بسیار بشمارد و مناجات گوید و آن گاه اندکی به شکوه‌ها بپردازد، زیرا پرداختن بیش از حد به شکوه‌ها زمینه قبض درونی انسان را فراهم می‌آورد.

7و لم یغتمّوا علی ما فاتهم

فقرا هیچ گاه بر آنچه از دست داده‌اند، مغموم و اندوهگين نمی‌شوند و احساس خسارت و تأسّف نمی‌کنند.

8- و لم یفرحوا بما آتاهم 

فقرا به آنچه خدا به آنها داده است، زياده‌روي در شادی و بدمستي نمی‌کنند بلکه اظهار رضایت می‌کنند؛ به گونه‌ای عمل نمی‌کنند که گویی هر آنچه در عالم هست و به آن‌ها رسيده است، به دلیل استحقاق و استعداد و شایستگی خودشان به آنها اختصاص یافته است.