علم در لسان روایت
در روایتی می خوانیم «العلم نور یقذفه الله فی قلب من یشاء»طبق این روایت شریف علم وجود نوری مجرد از ماده است.در رساله علم و دین حضرت علامه حسن زاده املی در تعریف علم چنین می خوانیم:علم معرفت حقیقی به مصنف کتاب هستی و کلمات وجودی آن به قدر طاقت بشری می باشد.
در یک تقسیم بندی علم را به علم اکتسابی و موهوبی تقسیم می کنند که علم اکتسابی دانایی و حصولی است و علم موهوبی دارایی و حضوری است.بر اساس حدیث شریفی که ذکر شد علم دانایی و فکری ،علم حقیقی نیست بلکه ابزاری است برای رسیدن به علم شهودی زیرا که بیان کردیم علم وجود نوری و معرفت حقیقی است پس وعا این علم نفس ناطقه انسانی است که مجرد از ماده می باشد و بر اساس اشتداد وجودی ، علم وعاء ناطقه آدمی را گسترش می دهد و آن به آن بر فعلیت او می افزاید.علم یک حرکت جوهر ی است نه حرکت مقولی که از باب کم و کیف باشد بر اساس جوهر علم صیرورت و شدن است که با عالم اتحاد اندکاکی پیدا می کند و علم می شود عالم و عالم می شود علم و ایندو عینیت می یابند،همانند غذا و مغتذی پس نتیجه همان قاعده فلسفی «کل عاقل مجرد و کل مجرد عاقل» می شود.این بود تفسیر بسیار اجمالی از حدیث شریفی که در ابتدا آنرا ذکر کردیم.اقرا و ارقع.
انسان بزرگترین جدول بحر وجود،جامعترین دفتر غیب و شهود و کاملترین مظهر واجب الوجود است و اگر سرتاپای وجود او را بشکافند غیر از حضرت دوست کسی یافت نمی شود و چه زیبا حبیبش دعا فرمود:اللهم ارنی الاشیاء کما هی.