شعر حج
ای قوم به حج رفته،کجایید ،کجایید
معشوق همین جاست بیایید بیایید
معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار
در بادیه سر گشته شما در چه هوایید
گر صورت بی صورت معشوق ببینید
هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمائید
ده بار از ان راه بدان خانه برفتید
یکبار از این خانه بر این بام برآیید
آن خانه لطفی است ،نشانهاش بگفتید
از خواجه آن خانه،نشانی بنمائید
یک دسته گل کو؟اگر آن باغ بدیدید
یک گوهر جان کو اگر از بهر خدائید
با این همه ان رنج شما گنج شما باد
افسوس که بر گنج شما،پرده شمائید
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم آذر ۱۳۸۶ ساعت 10:35 توسط حسین
|
انسان بزرگترین جدول بحر وجود،جامعترین دفتر غیب و شهود و کاملترین مظهر واجب الوجود است و اگر سرتاپای وجود او را بشکافند غیر از حضرت دوست کسی یافت نمی شود و چه زیبا حبیبش دعا فرمود:اللهم ارنی الاشیاء کما هی.