مفاتيح غيب
1ـ «و عنده مفاتح الغيب لا يعلمها الا هو»، مفاتيح غيب خاص حق تعالى است و هيچ كس بدان آگاهى و دسترسى ندارد، زيرا عالم الغيب اوست و غيب را بر كسى آشكار نمى سازد مگر كسى كه مورد تجلى ذاتى حق تعالى قرار گرفته باشد؛ «عالم الغيب فلا يظهر على غيبه احداً الا من ارتضى من رسول فانه يسلك من بين يديه و من خلفه رصداً».
2ـ مفاتيح غيب داخل در اسم اول و باطن است، چنان كه مفاتيح شهادت داخل در اسم آخر و ظاهر است. منظور از شهادت و اسماء مربوط به شهادت مطلق، عالم حس و ظاهر مطلق است و گاهى اعم از عالم شهادت مطلق است، چون عوالم عقول نسبت به حضرت علميه شهادتند و نسبت به عالم محسوس كه شهادت مطلق است، غيبند.
3ـ اعيان ثابته، ظهور اسماى الهى اند، چنان كه اسماى الهى باطن اعيان ثابته اند. به همين خاطر، مفاتيح غيب مبدأ ظهور اسمايى است و ظهور اسمايى، مبدأ ظهور اعيان ثابته است.
اسماى افعال بر چند دسته است:
الف ـ اسمايى كه حكومت ازلى و ابدى دارند و دوره حكومت و سلطنت و ظهور و تجلى شان پايانى ندارد، چنان كه آغازى نداشته است و پيوسته در تجلى بوده و هستند و خواهند بود. مانند اسمايى كه بر ارواح مقدسه و نفوس ملكيه و نيز اسمايى كه حاكم بر آن چه كه محكوم به زمان نيست، هستند، مانند مبدعات كه خارج از افق زمانند.
ب ـ اسمايى كه حكومت آن ها ازلى نيست، ولى ابدى است. مانند اسمايى كه دور حكومتشان آخرت است. از آن جا كه آخرت پايان ناپذير است و اهل آن مخلّدند، اسماى حاكم بر آن ابدى اند ولى ازلى نيستند، زيرا آغاز دور آخرت، پايان دور دنياست.
ج ـ اسمايى كه نه ازلى اند و نه ابدى مانند اسماى حاكم بر موجودات زمانى و اسماى حاكم بر نشئه دنيا.چنين اسمايى منقطع الاول و الآخر هستند. اين اسماء منقطع، پس از پايان دوره حكومت و ظهورشان، يا به طور كلى به غيب مطلق مى پيوندند و يا تحت سيطره اسم حاكم ديگرى كه سيطره آن ها تام تر و گسترده تر است، قرار مى گيرند.
انسان بزرگترین جدول بحر وجود،جامعترین دفتر غیب و شهود و کاملترین مظهر واجب الوجود است و اگر سرتاپای وجود او را بشکافند غیر از حضرت دوست کسی یافت نمی شود و چه زیبا حبیبش دعا فرمود:اللهم ارنی الاشیاء کما هی.