علم عرفان
علم عرفان در علوم انساني بلكه در علوم عقلي از پيچيدهترين علوم است يا بدين خاطر كه فلسفهاي پيچيده است و يا بدين خاطر كه مجموعهاي از آگاهيهاست كه از راه رياضت بدست آمده است. هر كدامش باشد سبب ميشود كه از علوم پيچيده محسوب شود. بزرگان اين فن سفارش اكيد دارند كه براي فراگيري عرفان نخست فلسفه بياموزيد. پس از آن به فراگيري عرفان بپردازيد. اين نشان دهنده آن است كه حداقل دانشمندان و آگاهان و خبرگان مسلمان از رشتههاي علوم الهي و معقول و منقول به اهميت عرفان توجه داشتهاند. بر همين اساس يا به خاطر رعايت نكردن شرايط فراگيري اين علم و يا به خاطر فقدان استعداد و در نتيجه به خاطر انحرافهاي آشكار و روشني كه در ميان آگاهان به اين علوم وجود دارد يا وجود داشته است (دست كم از نظر عالمان ديني چنين (انحرافاتي تثبيت شده است)، بسياري از علماي مسلمان بويژه كساني كه در علوم عقلي تبحّر و ممارست نداشتند و بويژه عالماني كه در علوم غير عقلي تخصص و اجتهاد داشتند از پرداختن به اين علم نهي شدهاند.
از گذشته دور علومي مانند فلسفه براي همهگان سفارش نميشده ولي عرفان نه تنها براي همهگان بلكه براي خواص از متكلمان و طلاب و دانشجويان نيز سفارش نميشده است. در يونان بويژه در يونان باستان نيز چنين بوده كه علومي مانند رياضيات و منطق پيشنياز فلسفه بحساب ميآمده و فلسفه بطور عام پيشنياز عرفان.
تعداد دانشجويان در درس عرفان بدليل پيچيدگي آن از دو يا سه يا چهار نفر تجاوز نميكرد.حوزه درسي مانند درس فلوطين 8 يا 9 نفر شاگرد داشته است.
پيچيدگي علم عرفان از دو جهت ميتواند باشد:
1- دقيقتر و عميقتر از فلسفه است يعني فلسفه سطح اول علوم عقلي و عرفان سطح دوم و عميقتر و دقيقتر از آن است. كه در اين صورت تفاوت چنداني بين فلسفه و عرفان نيست.
2- يا اين كه اصلاً اين علم، علم تعليمي نيست، علم كلاسيك يا مَدرَسي نيست بلكه علمي بوده كه آموزش آن از طريق عمل انجام ميشده است. عمل هم در اينگونه موارد يعني رياضت و تمرين منظم، پيوسته و براساس دقائق معرفتي. و اگر هر كدام از اين شرايط سهگانه نبود رياضت محسوب نميشد. به تعبير ديگر كساني هستند كه از طريق رياضت، استعداد دروني خويش را تقويت ميكنند تا به بار نشيند. وقتي چنين شد، اطلاعات و آگاهيهايي بدست ميآورند كه عرفان نام دارد.
انسان بزرگترین جدول بحر وجود،جامعترین دفتر غیب و شهود و کاملترین مظهر واجب الوجود است و اگر سرتاپای وجود او را بشکافند غیر از حضرت دوست کسی یافت نمی شود و چه زیبا حبیبش دعا فرمود:اللهم ارنی الاشیاء کما هی.