آفرينش نه براي اين است كه خدا بداند من و ما چه هستيم و نه بدين خاطر كه من و ما بدانيم كه چه هستيم كه او از ازل ميدانست و ما نيز. انسان در مرتبهاي عين علم است نه فاعلي كه اتصاف به صفت علم داشته باشد. خدا ظاهراً و باطناً و اولاً و آخراً عالم است. حكيم و قدير و سميع و بصير است و نيز ظهورات و تجليات حق تعالي در حوزه ولايت ازلاً و ابداً اين صفات را دارا ميباشند. پس آفرينش به اين منظور نيست بلكه خلق و آفرينش موجودات, ظهور و تجلّي مراتب مختلف ولايت است. آنانكه تشبه ايشان به ولايت كه نمونه حقيقي آن ولي كامل است بيشتر باشد نزديكترند و ظهور ولايت در ايشان بيشتر است. علت اين كه در ظاهر شريعت اظهار محبت به اهل بيت و عترت پيامبر اهميت دارد اين است كه به زبان عرفي حداقل از شباهت به ولايت همين محبت ظاهري است. حفظ اسرار خاندان پيامبر شباهت باطني است. اول و آخر نيز قابل بحث و گفتگو نيست. پس هر كس كه در ظاهر در فكر و انديشه و زبان اظهار شاديها و غمها به ايشان شباهت بيشتري داشته باشد, اين بخش از ولايت را كسب كرده است. در روايات به نقل از ائمه معصومين آمده است كه هر كس براي امام حسين ـ صلوات الله عليه ـ يك قطره اشك بريزد بلكه كمتر, چشمش به اندازه بال مگسي تر شود, «و جُبُت لَهْ الجنه» قطعاً اهل بهشت است. خلق خدا ميپرسند كه چگونه ممكن است كه فردي هرگونه زشتي و بدي را مرتكب شود, آنگاه بر امام حسين قطره اشكي بريزد و بهشت بر او واجب شود؟ در توضيح بايد گفت رسيدن به مبدأ ولايت چهار جزء دارد: ظاهر, باطن اول و آخر. بايد گفت برخلاف تفكر مردم, هيچگونه برتري و رجحان براي باطن نسبت به ظاهر متصور نيست. زيرا ظاهر نشان و آيهاي از باطن است و اين دو جداي از هم نيستند. از كوزه همان برون تراود كه در اوست. اگر ظاهر نشان دهنده محبت به ولايت باشد, محال است باطن پر و مملو از ولايت نباشد.
در غير اين صورت لازم است كه ظاهر، ظاهر نباشد. نفاق در هر حوزهاي از مراتب ايمان امكانپذير است اما آن ديگر محبت نيست. اگر اين ظاهر،ظاهر باطني باشد شباهت دارد. مانند عكس كه حتماً به صاحب تصوير شباهت دارد بلكه با تمام وجود ازاو حكايت ميكند. اگر ظاهر كسي شباهت به ولي كامل داشت, باطن او نيز قطعاً به ولايت شباهت دارد. اگر كسي ميخواهد به رحمت الهي اميدوار شود، به ظاهر خويش نيك بنگرد كه چه ميزان به اولياء الهي شباهت دارد. اگر كسي به هنگام نماز همة امور را رها ميكند و به نماز ميايستد، در زمان معين روزه ميگيرد، انفاق ميكند، به هنگام سخن گفتن, سخن حكيمانه بر زبان جاري ميسازد، از حرام الهي پرهيز ميكند و شكر نعمات پروردگار را بهجاي ميآورد, دلخوش باشد كه در ظاهر به اولياء خدا شباهت دارد و اين شباهت در ظاهر نيز قطعاً ريشه در شباهتي باطني دارد. او موفق به كسب نيمي از تشبه به ولايت شده است؛ چه خود بداند، چه نداند. فهميدن و دانستن اين نكته خود عاملي است براي اميدوار بودن،برداشتن گامهاي بلند و استوار و ابراز محبت بيشتر به مبدأ و سرچشمه ولايت (خاندان پاك پيامبر ـ صلوات الله عليهم اجمعين ـ)