مدتی است که از شبکه ۳ جمعه شبها سریال یوسف پیامبر را نشان می دهد که این فیلم طرفداران بسیاری را به خود جذب کرده و در ۴۵ کشور دیگر نیز بیننده دارد که این موضوع خود به نوعی می تواند موفق بودن این سریال را نشان دهد.
در لابه لای سریالها متاسفانه برخی اهانت و جسارتهایی به ساحت قدسی دو پیامبر خدا، حضرت یعقوب و حضرت یوسف علیهما السلام ناخواسته و انهم صرفا بخاطر جهل نویسندگان و کارگردان سریال از درک معارف و داستانهای قرآن،صورت پذیرفت که به چند نکته در این مورد اشاره می کنیم
۱-بزرگترین تحریفی که در این سریال می باشد معجزه حضرت یوسف علیه السلام در جوان کردن زلیخا می باشد.این واقعه بر اساس منابع تورات و انجیل و منابع روایی اهل سنت نوشته شده است. این دست از روایات جزو اسرائیلیات به شمار می روند و از لحاظ علم حدیث و درایه الحدیث روایات ضعیف و غیر قابل اعتماد هستند.دیگر اینکه ما هیچ روایت صحیح السندی از منابع شیعه در این خصوص نداریم.
۲-به کرات در این سریال به عدم دانایی و علم پیامبر خدا اشاره شده است.اما نویسندگان سریال غافل از این موضوع هستند که علم انسانهای کامل علم حضوری و شهودی و نه حصولی و تجربی است.آن بزرگواران عالمانی هستند که با علم خود اتحاد وجودی و اندکاکی دارند و یک حقیقت به شمار می آیند ،بنابراین هیچ جای خطا و لغزشی در عمل و کردار انبیا عقلا وجود ندارد.این موضوع در ان قسمت از سریال که حضرت یوسف در زندان اسیر بوده و از هم زندانی خود می خواهد سفارش او را به شاه بکند تا زودتر آزاد شود بیشترین بروز را داشته است .دست اندرکاران سریال زحمت به خود ندادند تا یه نیم نگاهی به تفسیر شریف و قیم المیزان بیندازند تاببیند علامه طباطبایی چطور این قسمت از آیه را تفسیر نمودند.
۳-نویسندگان و کارگردانان سریال پا را از این فراتر گذاشتند و به طور کلی حضرت یعقوب را به نادانی و اشتباه در خصوص فراق یوسف متهم نمودند.
در سریال فرشته وحی می اید و او را به خاطر حب بیش از حد به یوسف و بنیامین شماتت می کند.پیامبر خدا بعد از یک عمر نبوت و عبادت تازه به این می فهمد که کارش اشتباه بوده !!!!و نباید اینقدر به یوسف دل می بست بلکه باید به معبود حقیقی انسان دل ببندد!!!!
حال سوال اینجاست وقتی که پیامبران و سفرای الهی که اینهه اشتباه می کنند و حقیقت را نمی دانند چطور می خواهند مردم را به راه راست هدایت کنند ،در حالیکه خود نیز به هدایت کس دیگری نیاز دارند.
مشکل کار اینجاست هر کس به راحتی به خود اجازه می دهد در امور دینی و مخصوصا معارف الهی اظهار نظر کند بدون اینکه کمترین آگاهی از دین داشته باشد.
ما فکر می کنیم با چند تا کتاب خوندن و چند تا منبر رفتن دیگه عالم دین شدیم و همه دین را یاد گرفتیم.
در حالیکه امام ملک ملکوت صادق آل محمد می فرمایند:قران ۴ مرتبه دارد عبارات و اشارات و لطائف و حقائق ،که مردم عادی و عوام الناس درکی بیشتر از ظاهر و عبارات قرآن ندارند.
فهم دین بسیار بسیار بسیار دشوار است و ما عوامها ظن و گمان خویش را تفسیر و معنا دین می دانیم در حالیکه فرسنگها از حقیقت فاصله داریم و گمان می کنیم در متن دین داریم قدم می گذاریم.