عوامل نابودی عقل

قال موسی بن جعفر (علیه السلام):« یا هشام من سلط ثلاثاً علی ثلاث فکأنما أعان علی حدم عقله من أظلم نور تفکره بطول أمله و محا طرائف حکمته بفضول کلامه و أطفا نور عبرته بشهوات نفسه فکأنما أعان هواه علی هدم عقله و من هدم عقله أفسد علیه دینه و دنیاه. »

حضرت موسی بن جعفر - صلوات الله و سلامه علیه- به هشام می فرمایند: « هر که سه چیز را بر سه چیز مسلط سازد به ویرانی عقلش کمک کرده است: آن که پرتو فکرش را با آرزوی درازش تاریک کند و آن که شگفتیهای حکمتش را به گفتاربیهوده اش نابود کند و آن که پرتو اندرز گرفتن خود را به خواهشهای نفسش خاموش نماید (هر که چنین کند) گویا هوس خویش را بر ویرانی عقلش کمک داده و کسی که عقلش را ویران کند دین و دنیای خویش را تباه ساخته است.»
نکته ای که از این روایت استفاده می شود این است که اگر کسی اموری را که غلبه آنها به نابودی عقل می انجامد، مغلوب آن سه امر دیگر نماید به عقل و علم دست خواهد یافت و این راه دقیق و اساسی دستیابی به علم و عقل است.

 

ادامه نوشته

تماميت عشق نورالانوار به خودش

عشق نورالانوار به خودش در عالي‌ترين درجه و بالاترين شدت و تماميت است. از آن‌جا كه ميزان لذت هر موجودي به دو امر بستگي دارد: 1ـ كمال آن موجود 2ـ ادراك آن كمال، هرچه كمال موجودي بيشتر باشد و ادراك او هم به آن كمال تام‌تر و شديدتر باشد لذت هم بيشتر خواهد بود و هرچه لذت بيشتر باشد طلب و محبت هم بيشتر خواهد بود و درنتيجه به عالي‌ترين درجه عشق و عشق تام مي‌انجامد. نورالانوار چنين است. او در كمال و در ادراك در عالي‌ترين درجه نه تنها قابل تصور بلكه فوق تصور قرار دارد، از اين‌رو، عشق او هم در نهايت درجه تماميت قرار دارد.

 تماميت عشق انوار سافل به نورالانوار

عشق انوار سافل به نورالانوار نيز عشق تام است. در مورد عشق انوار سافل مي‌توان چنين گفت كه عشق آن‌ها ممكن است به سه معشوق تعلق گرفته باشد، يكي نورالانوار، ديگري خودشان و سومي ديگر انوار. انوار سافل به‌خاطر ظهور كمالات خودشان، عاشق خود هستند و به خاطر تماميت و غلبه كمالات انوار بالاتر از خودشان بر آن‌ها، عاشق آن‌ها نيز هستند و چون ظهور كمالاتشان در برخي مراتب، بر وجود و كمالات اشياء ديگر توقف دارد، بنابراين، عاشق آن‌ها نيز هستند و درنتيجه آن‌ها را نيز مي‌طلبند.

ادامه نوشته

تحریفات صورت گرفته در  فیلم حضرت یوسف

مدتی است که از شبکه ۳ جمعه شبها سریال یوسف پیامبر را نشان می دهد که این فیلم طرفداران بسیاری را به خود جذب کرده و در  ۴۵ کشور دیگر نیز بیننده دارد که این موضوع خود به نوعی می تواند موفق بودن این سریال را نشان دهد.

در لابه لای سریالها متاسفانه برخی اهانت و جسارتهایی به ساحت قدسی دو پیامبر خدا، حضرت یعقوب و حضرت یوسف علیهما السلام ناخواسته و انهم صرفا بخاطر جهل نویسندگان و کارگردان سریال از درک معارف و داستانهای قرآن،صورت پذیرفت که به چند نکته در این مورد اشاره می کنیم

۱-بزرگترین تحریفی که در این سریال می باشد معجزه حضرت یوسف علیه السلام در جوان کردن زلیخا می باشد.این واقعه بر اساس منابع تورات و انجیل و منابع روایی اهل سنت نوشته شده است. این دست از روایات جزو اسرائیلیات به شمار می روند و از لحاظ علم حدیث و درایه الحدیث روایات ضعیف و غیر قابل اعتماد هستند.دیگر اینکه ما هیچ روایت صحیح السندی از منابع شیعه در این خصوص نداریم.

۲-به کرات در این سریال به عدم دانایی و  علم پیامبر خدا اشاره شده است.اما نویسندگان سریال غافل از این موضوع هستند که علم انسانهای کامل علم حضوری و شهودی و نه حصولی و تجربی است.آن بزرگواران عالمانی هستند که با علم خود اتحاد وجودی و اندکاکی دارند و یک حقیقت به شمار می آیند ،بنابراین هیچ جای خطا و لغزشی در عمل و کردار انبیا عقلا وجود ندارد.این موضوع در ان قسمت از سریال که حضرت یوسف در زندان اسیر بوده و از هم زندانی خود می خواهد سفارش او را به شاه بکند تا زودتر آزاد شود بیشترین بروز را داشته است .دست اندرکاران سریال زحمت به خود ندادند تا یه نیم نگاهی به تفسیر شریف و قیم المیزان بیندازند تاببیند علامه طباطبایی چطور این قسمت از آیه را تفسیر نمودند.

۳-نویسندگان و کارگردانان سریال پا را از این فراتر گذاشتند و به طور کلی حضرت یعقوب را به نادانی و اشتباه در خصوص فراق یوسف متهم نمودند.

در سریال فرشته وحی می اید و او را به خاطر حب بیش از حد به یوسف و بنیامین شماتت می کند.پیامبر خدا بعد از یک عمر نبوت و عبادت تازه به این می فهمد که کارش اشتباه بوده !!!!و نباید اینقدر به یوسف دل می بست بلکه باید به معبود حقیقی انسان دل ببندد!!!!

حال سوال اینجاست وقتی که پیامبران و سفرای الهی که اینهه اشتباه می کنند و حقیقت را نمی دانند چطور می خواهند مردم را به راه راست هدایت کنند ،در حالیکه خود نیز به هدایت کس دیگری نیاز دارند.

مشکل کار اینجاست هر کس به راحتی به خود اجازه می دهد در امور دینی و مخصوصا معارف الهی اظهار نظر کند بدون اینکه کمترین آگاهی از دین داشته باشد.

ما فکر می کنیم با چند تا کتاب خوندن و چند تا منبر رفتن دیگه عالم دین شدیم و همه دین را یاد گرفتیم.

در حالیکه امام ملک  ملکوت صادق آل محمد می فرمایند:قران ۴ مرتبه دارد عبارات و اشارات و لطائف و حقائق ،که مردم عادی و عوام الناس درکی بیشتر از ظاهر و عبارات قرآن ندارند.

فهم دین بسیار بسیار بسیار دشوار است و ما عوامها ظن و گمان خویش را تفسیر و معنا دین می دانیم در حالیکه فرسنگها از حقیقت فاصله داریم و گمان می کنیم در متن دین داریم قدم می گذاریم.

 

درك متعارف از انسان كامل  

  آن‌چه را كه ما ازخاندان پيامبر مي‌بينيم، مرتبه نازله وجود مبارك آن‌ها است. ظهور مرتبه نازله براي اين  است كه انسان را به جايي برساند و خلق توانايي استكمال و سير صعودي را به دست آورد. هم‌چنين، بدين خاطر در عالم طبيعت تنزل پيدا يافته‌اند كه اسماء الهي به تماميت برسند و به تعبير درست‌تر، تماميت آن‌ها ظاهر شود و گرنه وجودهاي اقدس خاندان پيامبر‌(ص) در زمين هم كه نباشد رحمة للعالمين هستند ولي تماميت ظهور آن به اين است كه اين خلق آن‌ها را مشاهده كند و با ايمان حسي  هم كه شده يك قدم پيشتر و سريعتر بردارد.

آن‌چه را درمورد خاندان پيامبر‌(ص) مي‌گوييم مشابه همان چيزي است كه درمورد قرآن مي‌گوييم. اين قرآن كه در دست ماست حتي در همين وجود مادّي و دنيايي و اين جهاني‌اش نيز مقدس، منزه و مطهر است و هيچ‌گونه عيب و نقص ندارد. وجود خاندان پيامبر‌(ص) نيز همين‌گونه است. و اگر درقالب جسم  فرود آمده‌اند و جسم هم تغييرپذير است و محدود و ... اين بدين‌خاطر است كه رحمت الهي ظهور پيدا كند و ضرورت ظهور آن رحمت سبب تنزل الزامي وضروري آن‌ها نيز هست. هم‌چنان‌كه قرآن نازل شده است خاندان پيامبر(ص) هم نازل شده‌اند درنتيجه شايد بتوان گمان برد كه ميان حقيقت و رقيقت آن‌ها تفاوتي اساسي و ماهوي وجود داشته باشد رقيقت آن‌ها رقيقت همان حقيقت است و حقيقت آن‌ها نيز حقيقت همين رقيقت است. يك وجود واحد است كه ما توانايي شناخت آن‌را در همه مراتب نداريم و اگر كسي كه توانايي شناخت آن‌ها را داشته باشد مي‌گويد من همچون بنده‌اي از بندگان محمد‌(ص) هستم يعني اين‌طور نيست كه چون من روي شانه‌هاي پيامبر ايستاده‌ام آن‌هم جايي به تعبير متنبّي يا امين الدين طرابلسي كه در ستايش حضرت امير مؤمنان (ع) سروده‌اند و چه نيك سروده‌اند:

ادامه نوشته